ترجمه فارسی رمان «قتل منزه» [Hygiene and the Assassin (Hygiène de l'assassin)] نوشته املی نوتومب [Amélie Nothomb] منتشر شد.

قتل منزه» [Hygiene and the Assassin (Hygiène de l'assassin)]  املی نوتومب [Amélie Nothomb]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، رمان «قتل منزه» با ترجمه نسرین کوچه مشکیان از سوی نشر حکمت کلمه روانه بازار کتاب شد.

این کتاب که با محوریت قرار دادن یک نویسنده مشهور هشتاد و سه ساله‌ی رو به مرگ و تصمیم‌اش به مصاحبه با خبرنگاران نوشته شده، داستانی فرانسوی است که در پنج بخش منتشر شده است.

بریده‌ای جذاب از این کتاب را در ادامه می‌خوانید:

«...مثلا کتاب «سفر به انتهای شب» رو در نظر بگیر. سرشار از زیبائیه. چطور می‌تونی بعدِ خوندنش متحول نشی؟ خب، بیشتر خواننده‌ها بدون مشکل از پسِ این «هنرنمایی» برمی‌آن! می‌ایستن جلوت و می‌گن: «اوه... سلین آدم فوق‌العاده‌ایه». و بعد بلافاصله برمی‌گردن می‌شن همون چیزی که بودن. مشخصه که سلین به مثال استثنائیه ولی موارد دیگه‌ای‌ام هست. می‌تونم برات بگم. بعد خوندن به کتاب، شخص دیگه همون فرد قبلی نیس. حتی اگه اثر متوسطی مثل کتابای لئوماله رو خونده باشه. بعدِ خوندن کتابای لئوماله دیگه هیچ‌وقت نگاهت به یک زن جوان بارانی‌پوش نمی‌تونه همون نگاهی باشه که قبلا بوده. این مسئله بی‌نهایت مهمه. بزرگ‌ترین شاهکارِ ما نویسنده‌ها همینه: تغییر شیوه نگرش مردم.»

رمان «قتل منزه» در ۲۳۵ صفحه و با قیمت ۴۸ هزار تومان منتشر شده و در دسترس علاقه‌مندان به ادبیات قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...