ترجمه رمان «چشم خدا» [The eye of God] نوشته جیمز رولینز [James Rollins] به‌عنوان نهمین کتاب مجموعه «نیروی سیگما» توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر و راهی بازار نشر شد.

چشم خدا [The eye of God] جیمز رولینز [James Rollins]

به گزارش خبرنگار مهر، رمان «چشم خدا» نوشته جیمز رولینز به‌تازگی با ترجمه هادی امینی توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر و راهی بازار نشر شده است. این‌کتاب نهمین‌عنوان از مجموعه «نیروی سیگما» است که نویسنده مذکور نوشته و کتابسرای تندیس ترجمه‌اش را منتشر می‌کند.

جیمز رولینز با نام اصلی جیمز پاول زاچکوفسکی، نویسنده آمریکایی این‌مجموعه، متولد سال ۱۹۶۱ در شیکاگو است که به‌جز نویسندگی، در زمینه دامپزشکی هم مشغول بوده و هست. او اولین‌رمان خود را در سال ۱۹۹۹ منتشر کرد. یکی از معروف‌ترین آثار او، مجموعه «نیروی سیگما» است که داستان‌هایش با محوریت فعالیت‌های یک مرکز تحقیقاتی درباره پیشگیری‌های تکنولوژی در آمریکا چاپ شده‌اند.

پیش از این‌، ترجمه کتاب‌های «توفان شن»، «نقشه استخوان‌ها»، «حلقه سیاه»، «ویروس یهودا»، «آخرین پیشگو»، «کلید رستاخیز»، «کلونی شیاطین» و «خونزاد» به‌عنوان مجلدات اول تا هشتم این‌مجموعه منتشر شده‌اند.

در داستان «چشم خدا»، سقوط یک‌ماهواره تحقیقاتی-نظامی آمریکا در مناطق دورافتاده مغولستان، به شکل‌گرفتن اتفاقات پرماجرایی برای یافتن محموله باارزش آن منجر می‌شود؛ یک‌پروژه فیزیکی محرمانه برای مطالعه انرژی تاریک، انرژی مرتبط با تولد کیهان. اما آخرین تصویر ثبت‌شده در این‌ماهواره، تصویری هراس‌انگیز از ویرانی و نابودی دنیاست. همزمان در واتیکان هم بسته مرموزی به دست رئیس مطالعات باستانی پاپ می‌رسد که سرنخ‌های عجیبی از یک‌پیشگویی شوم را در خود دارد. این‌سرنخ‌ها راه اجتناب از حادث‌شدن آن پیشگویی را هم در خود جا داده‌اند. در نتیجه بحث نجات دنیا از یک‌پیشگویی مرموز باستانی که با تصویر ترسناک ماهواره منطبق شده، به وجود می‌آید...

در داستان‌های پیشین این‌مجموعه هم، عناصری چون پاپ، واتیکان و پیشگویی حضور داشتند.

نهمین جلد از مجموعه «نیروی سیگما» با ۴۹۶ صفحه و قیمت ۷۵ هزار تومان منتشر شده است. قیمت مجموع ۹ جلد مجموعه مذکور هم ۶۰۵ هزار تومان عنوان شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...