رمان «کتاب راهنمای حرفه‌ کارآگاهی»[The manual of detection] نوشته جدیدیه بری [Jedediah Berry] با ترجمه شهریار وقفی‌پور منتشر می‌شود.

به گزارش  ایسنا، این رمان پلیسی با شمارگان ۳۰۰ نسخه و قیمت ۷۴ هزار تومان  از سوی انتشارات سیب سرخ منتشر خواهد شد.

شهریار وقفی‌پور درباره این رمان گفت:  «کتاب راهنمای حرفه‌ کارآگاهی» عنوان رمان نسبتا تازه‌ای در حوزه داستان‌های پلیسی است که توسط جدیدیه بری، نویسنده آمریکایی نوشته شده و در مدت کوتاهی موجب شهرت نویسنده‌اش در آمریکا و انگلستان شده است.

او افزود: جدیدیه بری متولد ۱۹۷۷ است و نخستین اثر منتشرشده او رمان «کتاب راهنمای حرفه کارآگاهی» است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد. او با انتشار این رمان توانست به یکی از نویسندگان سرشناس و خبرساز سال تبدیل شود، آن‌چنان که «میچیکو کاکوتانی» منتقد برجسته «نیویورک تایمز» درباره این کتاب نوشت: «چارلز آن‌وین، قهرمان این داستان، احتمالاً تا مدت‌ها تکرار نخواهد شد.»

به گفته وقفی‌پور، رمان «کتاب راهنمای حرفه کارآگاهی» در همان سال برنده جایزه بهترین رمان کارآگاهی سال از بنیاد «دشیل همت» شد و سال بعد جایزه رمان کارآگاهی را از «بنیاد ادبی کاوفورد» دریافت کرد. این موفقیت‌ها درحالی بود که جدیدیه بری نویسنده جوان آمریکایی مدت‌ها برای یافتن ناشر تلاش کرده بود و در نهایت ‍«پنگوئن» بعد از انتشار این کتاب آن را نقطه درخشان کارنامه سال ۲۰۰۹ خود معرفی کرد. این کتاب تاکنون بیش از ۶۰ بار درانگلستان منتشر شده است. قرار است رمان دیگر این نویسنده سال آینده منتشر شود.

مترجم کتاب در ادامه بیان کرد: رمان «کتاب راهنمای حرفه کارآگاهی» در شهری بی‌نام‌ونشان می‌گذرد و داستان کارمندی معمولی به نام «چارلز آن‌وین» را روایت می‌کند که باید رمز و راز یک داستان کارآگاهی را حل کند، او بی‌آن‌که بخواهد به یک کارآگاه تمام‌عیار تبدیل می‌شود. کارآگاهی گم‌شده‌ است و در این میان استاد امور جنایی با رویاهای مردم سروکار پیدا می‌کند و در واقع عناصر داستان‌های پلیسی و فانتزی یک‌جا جمع شده‌اند تا مرد دوچرخه‌سوار این داستان خواننده را شگفت‌زده کند.

«در باب تعقیب مخفیانه»، «در باب مدرک»، «در باب اجساد»، «در باب سرنخ‌ها»، «در باب حافظه»، «در باب نشانه‌ها»، «در باب مظنونین»، «در باب پاییدن»، «در باب گردآوری مدارک»، «در باب نفوذ»، «در باب بازجویی»، «در باب رمزگشایی»، «در باب انتقام»، «در باب حقه زدن»، «در باب توقیف»، «در باب اقسام راه حل‌ها» و «در باب تجس خواب» فصل‌های مختلف این رمان هستند.

................ هر روز با کتاب ...............

قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...
می‌خواهد حقوقِ ازدست‌رفته همسرش را به دست آورد، اما برای اثباتِ قابلیتهای خودش و به‌دست‌آوردن مال و جاه به صغیر و کبیر رحم نمی‌کند و دیگران در نظرش در حکم ابزارند... چشم‌انداز من بیشتر متوجه تداوم ادبیاتِ نیاکان بوده و هست... اصل را بر شناخت بگذاریم... اجازه بدهید به‌جای لفظ‌های آزادی و دموکراسی که فرصتِ فهمِ آن به ما داده نشده، بگویم قانون... ملتی که از خودش تهی شود دیگر ارجی نخواهد داشت و بیش از آنکه تا اکنون لِه شده‌ایم لِه خواهیم شد ...
موسیقی زنگ‌دار و پرسروصدا و آشفته و مقطعِ «انسانِ طبیعت/ انسانِ تاریخ» را بر زمینه‌ی سکوت در بیابان/ تمنا به گوش می‌رسانند... دستگاه مستبدانه‌ی خشن با تقسیم‌کردن سرزمین، برخلاف انتظار، مردم را از سرزمین محروم می‌کند و چرخه‌ی وام تمام‌ناشدنی را آغاز می‌کند و اودیپ را ممکن می‌سازد... پس از نقد «خانواده‌ی مقدس» و پنج مغالطه‌ی روانکاوی، مبادرت به تبارشناسی همزمان اودیپ و دولت لازم می‌آید ...
با منع تفکر و تدبر در قرآن و روایات، به طور کلی ظاهر حدیث را جانشین عقل و معارض با عقلانیت تلقی کرده و آن را عملاً در جایگاه برتر از قرآن قرار دادند... عقل ستیزان حنبلی در تقابل با عقلانیت اعتزالی... عقل ستیزان اشعری و نقش قدرت سیاسی در گرایش به اشعریت... یک دیده‌بان هوشیار در اعماق وجودش بیدار است تا او را همواره به چالش بکشد... صفویه زمینه‌ساز ظهور اخباری‌گری... برای هزاران حدیث مشهور سندسازی کرد... سفیهان در روایت می‌کوشند و عالمان در درایت ...