به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیت هاب، امسال صدسال از چاپ اولین رمان آگاتا کریستی نویسنده مشهور انگلیسی و خالق هرکول پوآرو [hercule poirot] می‌گذرد. این نویسنده زن انگلیسی اولین کسی است که کتاب‌هایش بیشترین ترجمه به زبان‌های دیگر را داشته است.

هرکول پوآرو [hercule poirot] آگاتا کریستی 
اولین رمان کریستی در سال 1920 با عنوان ماجرای اسرارآمیز در استایلز منتشر شد که در اصل اولین کتاب منتشر شده از آگاتا کریستی بوده که شخصیت‌های هرکول پوآرو، بازرس جپ و آرتور هستینگز در آن معرفی شده‌است.
 
انتشارات هارپرکالینز با همکاری یک گروه تحقیقاتی مستقل به نام کاموریتیو به مناسبت صدسالگی چاپ و خلق شخصیت هرکول پوآرو آمارهای جالبی درباره این نویسنده زن انگلیسی منتشر کرده است. بر اساس تحقیقات صورت گرفته آگاتا کریستی که از او به عنوان ملکه آثار جنایی نیز یاد می‌شود عنوان پرفروش‌ترین نویسنده تاریخ ادبیات جهان را دارد.
 
بر اساس این گزارش تا کنون بیش از یک میلیارد نسخه از رمان‌های جنایی کریستی به زبان انگلیسی در سراسر جهان فروخته شده است که به این آمار یک میلیارد نسخه ترجمه شده از آثار این نویسنده را نیز باید اضافه کرد. در این تحقیقات آمارهای جالب توجهی منتشر شده است که بعضی از آنها طبق زیر هستند:
 
- تخمین زده می‌شود که 32 میلیون آمریکایی تا کنون کتاب‌های کریستی را خوانده باشند.
- کتاب‌های آگاتا کریستی بعد از انجیل و آثار شکسپیر بیشترین تعداد فروش را دارند.
- رمان‌های کریستی به بیش از 100 زبان زنده دنیا ترجمه شده است که در اصل بیشترین تعداد کتاب ترجمه شده به زبان غیرانگلیسی محسوب می‌شود.
- حدود 30درصد از خوانندگان آثار کریستی در آمریکا فکر می‌کنند ژانر جنایی را کریستی اختراع کرده است.
- آگاتا کریستی در تمام طول عمرش 66 رمان جنایی، 6 رمان غیرجنایی، 24 نمایش‌نامه، و بیش از 150 داستان کوتاه نوشت. جالب اینجاست که کریستی موفق‌ترین نمایش‌نامه نویس تاریخ ادبیات جهان را دارد و این مقام در اختیار شکسپیر نیست.
- در سال 2019 بیش از 700 نمایش بر اساس نوشته‌های آگاتا کریستی در سراسر جهان بر روی صحنه رفت.

................ هر روز با کتاب ...............

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...