«اگر حقیقت این باشد» [verity] نوشته کالین هوور[Colleen Hoover] با ترجمه عباس زارعی منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این کتاب در ۲۸۰ صفحه با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و بهای ۴۱ هزار تومان در نشر آموت عرضه شده است.

در نوشته پشت جلد کتاب می‌خوانیم: «لوئن اشلی» نویسنده تازه‌کار با مشکلات مالی فراوانی دست به گریبان است و در آستانه ورشکستگی قرار دارد. درست زمانی که همه درها به رویش بسته شده، روزنه‌ای از امید به رویش باز می‌شود. جرمی کرافورد، شوهر نویسنده معروف وریتی کرافورد به او پیشنهاد کاری پردرآمد می‌دهد. جرمی از لوئن می‌خواهد تا مجموعه رمان ناتمام همسر ناتوانش را به پایان ببرد. اما....

 کالین هوور، در سال ۱۹۷۹ در سولفور اسپرینگز، تگزاس دیده به جهان گشود. هوور بیش از ده رمان نوشته که بیشتر آن‌ها فضایی عاشقانه و معمایی دارند. تقریبا اکثر آثار او جزو پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز بوده‌اند. خانم هوور لیسانس علوم اجتماعی دارد و تاکنون نامزد و برنده جوایز ادبی زیادی برای آثارش شده است.

 از دیگر آثار او می‌توان به این کتاب‌ها اشاره کرد: «ما تمامش می‌کنم»، «عشق زشت»، «اعتراف»، «نه نوامبر»  و «این دختر».

عباس زارعی متولد ۱۳۶۱ در قزوین است که کارشناسی مترجمی و کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی دارد. از این مترجم کتاب‌های دیگری در نشر آموت منتشر شده که عبارتند از: «زندگی اسرارآمیز» از سو مانک کید، «مزرعه حیوانات» از جورج اورول، «جاناتان مرغ دریایی» از ریچارد باخ، «نامه به کودکی که هرگز زاده نشد» نوشته اوریانا فالانچی، «زن همسایه»، «غریبه‌ای در خانه» و «مهمان ناخوانه» اثر شاری لاپنا.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...