کتاب «اگر می‌خواهید دنیا را تغییر دهید...» نوشته صدرا رزاقی، نویسنده و پژوهشگر جوان ایرانی از سوی نشر پردیس دانش منتشر شد.

اگر می‌خواهید دنیا را تغییر دهید...» نوشته صدرا رزاقی

به گزارش کتاب نیوز، این کتاب مشتمل بر ۹ فصل و با رویکردی نوین و ساختارشکن، تلاش می‌کند تا مرز میان تغییر فردی و تحول اجتماعی را بردارد و ثابت کند که بزرگ‌ترین دگرگونی‌ها در جهان، با کوچک‌ترین گام‌های درونی آغاز می‌شوند.
صدرا رزاقی در این راهنما، که به موضوعاتی نظیر مسئولیت‌پذیری، عذرخواهی، پرهیز از قضاوت و تغییر عادات محدودکننده می‌پردازد، خواننده را به یک خودآزمایی عملی دعوت می‌کند.
اوج بحث‌های کتاب در فصل هشتم و نهم، به معرفی و تشریح «تفکر دلفینی» اختصاص دارد؛ رویکردی که در مقابل تفکر کوسه‌ای (رقابت و منافع فردی) قرار گرفته و بر همبستگی، انعطاف‌پذیری و نگاه «برنده-برنده» در تعاملات انسانی تأکید می‌کند. نویسنده این تفکر را نه‌فقط یک روش برای موفقیت فردی، بلکه یک «راهبرد جهانی» برای گذر از چالش‌های عصر مدرن نظیر نابرابری و بحران‌های اقلیمی می‌داند.
این کتاب با بهره‌گیری از دیدگاه‌های متفکرانی چون استیفن کاوی، آلن دوباتن، اریک فروم، هانا آرنت و امیل دورکیم و ارجاع به شعر ماندگار سعدی «بنی‌آدم اعضای یک پیکرند»، نه‌تنها انگیزشی، بلکه یک نقشه راه فلسفی و عملی برای ساختن جهانی همدل‌تر است.

کتاب «اگر می‌خواهید دنیا را تغییر دهید...» (دگرگونی‌های بزرگ با گام‌های کوچک) اثر صدرا رزاقی در 158 صفحه و تیراژ 500 نسخه و قیمت 200 هزار تومان از سوی نشر پردیس دانش منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...