زندگی‌نامه داستانی ملاله یوسف‌زی [I Am Malala: The Girl Who Stood Up for Education and Was Shot by the Taliban] با ترجمه اشرف عدیلی از سوی انتشارات علمی منتشر شد.

«منم ملاله» [I Am Malala: The Girl Who Stood Up for Education and Was Shot by the Taliban] نوشته کریستینا لم [Christina Lamb]

به گزارش مهر، ملاله یوسف‌زی یکی از مشهورترین دختران دنیاست. او فعال حقوق بشر و حقوق کودکان و عضو کمپین تحصیل دختران اهل پاکستان است که در اکتبر ۲۰۱۲ توسط گروه طالبان و در راه بازگشت از مدرسه ترور (البته نافرجام) شد و این ترور با واکنش‌های شدید جهانی مواجه شد.

اکنون پس از گذشت حدود هفت سال از آن ماجرا ملاله تبدیل شده است به یک فعال حقوق بشر که علیه افراطی‌گرایی طالبان مبارزه می‌کند. وی به خاطر تلاش برای آموزش در پاکستان، به همراه کایلاش ساتیارتی، فعال حقوق کودکان از هند برنده مشترک جایزه صلح نوبل ۲۰۱۴ شد. رئیس کمیته نوبل اعلام کرد که ملاله یوسف‌زی به دلیل تلاش‌هایش برای ارتقای سطح تحصیل دختران در پاکستان این جایزه را دریافت می‌کند.

کتاب زندگی‌نامه داستانی ملاله یوسف زی با عنوان «من گل گندم هستم» شرح خاطرات ملاله یوسف زی از زمانی است که مورد اصابت گلوله طالبان قرار گرفت تا زمانی که به انگلیس منتقل شد. او همچنین در این کتاب به شرح فعالیت‌های فرهنگی‌اش در محل سکونتش دره سوات می‌پردازد که یکی از مراکز حضور طالبان در پاکستان است. این کتاب با ویرایش کریستینا لمب[Christina Lamb] (خبرنگار انگلیسی) نوشته شد و اکنون با ترجمه اشرف عدیلی در ایران منتشر شده است.

«من گل گندم هستم» نوشته ملاله یوسف‌زی با ترجمه اشرف عدیلی با قیمت ۶۵ هزارتومان در ۳۶۹ صفحه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...