کتاب «فرهنگ جامع امثال‌الحکم» از سوی انتشارات دانشگاه تهران با بهره از قرآن و نهج‌البلاغه منتشر شد.

به گزارش فارس، کتاب «فرهنگ جامع امثال‌الحکم» شامل 2500 صفحه برگرفته از فرهنگ جامع امثال‌الحکم دهخدا، داستان‌نامه بهمنیاری، امثال‌الحکم قرآن و نهج‌البلاغه و مجموعه جامعی از ضرب‌المثل‌ها است.

«فرهنگ جامع امثال‌الحکم» با قیمت 800 هزار ریال طی چند روز گذشته چاپ شده است.

این اثر برای کارهای پژوهشی محققان و دانشگاهیان کاربرد خواهد داشت، که با تلاش انتشارات دانشگاه تهران به همت غلامحسین مراقبی و مجید جهانی گردآمده است.

به گفته مراقبی، امثال‌ و حکم دهخدا متاسفانه اغلاط بسیار چاپخانه‌ای دارد و دقتی هم حتی روی آیه‌های آمده در اثر صورت نگرفته و دارای کاستی‌هایی است، در نتیجه ویرایش کاملی روی این فرهنگ انجام شد و افزون به آن آیات قرآنی به این اثر افزوده و با استفاده و بهره از قرآن و نهج‌البلاغه اثر بدیعی خلق شده است.

در این فرهنگ از آثار رشید وطواط نیز بهره برده شده، او اثر نثراللئالی (مطلوب کل طالب من کلام امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب) را نوشته و اثر دیگری منسوب به اوست که آن هم با شرح فارسی در کتاب آورده شده، البته نویسندگان و مولفان این اثر پژوهش‌هایی هم در این زمینه داشته‌اند و از ضرب‌المثل‌ها و کلمات حکمت آموز و امثال حضرت سلیمان(ع) در این اثر شکیل درج شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...