کتاب «درآمدی بر دانش وقف و ابتدا» به قلم ابوالفضل علّامی منتشر شد. این نوشتار حاصل پنج سال بررسی دانش وقف و ابتدا از سوی کارشناسان «مرکز طبع و نشر قرآن کریم» است.

محمد بابایی، مدیر اجرایی و ارتباطات مرکز طبع و نشر قرآن کریم، در گفت‌وگو با ایبنا، با اعلام این خبر اظهار کرد: این اثر حاصل 110 جلسه پژوهشی و مطالعاتی کارشناسان این مرکز از سال 1386 تا اسفند‌ماه سال 1390 است.

وی رویکرد پژوهشگران در این کتاب را رفع مشکلات حوزه «وقف و ابتدا» دانست و افزود: دانش علایم وقف و ابتدا سال‌ها پیش ابداع شده است، اما جابه‌جایی و حذف این علایم، می‌توانست قاری را با مشکل مواجه کند. با توجه به اهمیت این موضوع در قرائت صحیح آیات، مرکز طبع و نشر قرآن کریم، از پنج سال گذشته در این راستا به پژوهش پرداخت که حاصل این پژوهش، در قالب کتاب «درآمدی بر دانش وقف و ابتدا» منتشر شد.

مدیر اجرایی و ارتباطات مرکز طبع و نشر قرآن کریم، با بیان این‌که در این پژوهش از برجسته‌ترین استادان این علم بهره گرفتم گفت: ابوالفضل علّامی، حمیدرضا مستفید، کریم دولتی و حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا پورشهیدی‌ از جمله استادانی‌اند که در این پژوهش مرکز طبع و نشر قرآن کریم را همراهی کردند.

بابایی افزود: این نوشتار به مواردی مانند «تاریخ پیدایش دانش وقف و ابتدا»، «اهمیت و جایگاه این دانش وقف‌ و ابتدا»، «تعاریف اصطلاحات تخصصی دانش وقف و ابتدا»، رابطه دانش وقف و ابتدا با سایر علوم»، «مبانی و اقسام وقف و ابتدا» و «علایم وقف در قرآن» در فصل‌های جداگانه می‌پردازد.

وی با بیان این‌که این کتاب برای نخستین بار در بیست‌و پنجمین نمایشگاه کتاب عرضه شد، گفت: چاپ نخست «درآمدی بر دانش وقف و ابتداء» با شمارگان سه هزار نسخه و به بهای1800 تومان از سوی «مرکز طبع و نشر قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران» منتشر شده است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...