چاپ سوم «زبان قرآن، تفسیر قرآن» مجموعه مقالات قرآن پژوهی غربیان با ترجمه مرتضی کریمی نیا توسط انتشارات هرمس منتشر شد.

زبان قرآن، تفسیر قرآن» مجموعه مقالات قرآن پژوهی غربیان مرتضی کریمی نیا

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، چاپ سوم «زبان قرآن، تفسیر قرآن» مجموعه مقالات قرآن پژوهی غربیان از جمله جان ونزبرو، اندرو ریپین، هربرت برگ، هارالد موتسکی، اری ربین، فرانسوا دوبلوا و جیمز بلمی با ترجمه مرتضی کریمی نیا توسط انتشارات هرمس منتشر شد.

مجموعه مقالات حاضر، از میان انبوه نوشته های قرآن پژوهی و تفسیرپژوهی دهه های اخیر اندکی ناچیز ولی مهم را برای محققان این رشته در زبان فارسی می نمایاند. تمام مقالات پیشتر در برخی مجلات حوزوی و دانشگاهی چون نشر دانش ، ترجمان وحی، بینات، آینه پژوهش و .... منتشر شده است.

در پشت جلد اثر آمده است: دنیای جدید با سرعتی شگفت ما را با دستاوردهای جدید آشنا می‌کند. اکنون که ما مسلمانان نمی‌خواهیم در جزیره ای دوردست و برکنار از تحولات جهانی زندگی کنیم، آشنایی با تمامی دستاوردهای علمی دنیای جدید، از هرنوع روشی برای عالمان و محققان ما ضروری تر می‌نماید. مجموعه مقالات زبان قرآن، تفسیر قرآن گامی است بسیار کوچک و آغازین برای آشنایی خواننده فارسی زبان با برخی پرسش ها، پیش فرض ها و رویکردهای متفاوت یا مشابه در حوزه مطالعات قرانی که عموما در «جانب غربی» تولید شده اند.

کتاب شامل سه بخش است که عناوین آن عبارتست از: مطالعات تفسیری، مطالعات قرآنی جان ونزبرو و زبان قرآن.

چاپ سوم کتاب «زبان قرآن، تفسیر قرآن» در ۴۲۵ صفحه با قیمت ۹۵ هزار تومان توسط نشر هرمس منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...