کتاب «همراه نور» نوشته مهدی قمصریان برای گروه سنی نوجوانان و جوانان از سوی انتشارات سروش منتشر و روانه بازار نشر شد.

همراه نور مهدی قمصریان ب

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، در این اثر که فرهنگ توصیفی‌ ـ‌ اجمالی شناخت علوم قرآنی نام گرفته است، با توجه به کمبود آثار علمی‌ ـ‌ تحقیقی به زبان ساده و روان در این زمینه، تلاش شده است لغات و اصطلاحات کاربردی آموزش علوم قرآن با رعایت ایجاز و با بیانی گویا و در عین‌ حال مستند به منابع تحقیقی اصیل و صحیح به‌ ویژه برای جوانان و نوجوانان علاقه‌مند به این حوزه تعریف و تبیین شود.

قرآن‌دوستان و قرآن‌پژوهان می‌توانند با استفاده از این کتاب، شناختی مبنایی و اولیه نسبت به الفاظ کاربردی‌ ـ‌ آموزشی علوم قرآنی پیدا کنند.

استادان و مربیان قرآنی نیز می‌توانند با بهره‌گیری از این کتاب به‌عنوان یکی از منابع آموزشی، روند آموزش قرآن‌پژوهان علی‌الخصوص نوجوانان و جوانان علاقه‌مند در مقطع سنی ۱۶ تا ۳۵ سال را که مخاطبان اصلی این اثر هستند، تسهیل بخشند.

ادبیات و بیان روان و قابل‌فهم، ایجاز و پرهیز از اطناب به همراه ساده‌سازی متن برای تسهیل فهم مطالب و حتی‌الامکان پرهیز از واژه‌ها و متون مغلق، ثقیل و صعب، چکیده‌سازی مفاهیم و اکتفا به حدی از متن که پاسخگوی نیاز اولیه و آشنایی مقدماتی مخاطب با موضوعات باشد، تلاش برای دربرگیری سطح وسیعی از موضوعات مرتبط با علوم قرآنی به‌نحوی‌که مرور مجموع آن‌ها بتواند جامعیت اولیه ایجاد کند و قابلیت تعریف به‌عنوان یک کتاب کمک‌آموزشی‌ـ‌مبنایی جهت بهره‌برداری قرآن‌پژوهان به‌ویژه در مراحل مقدماتی و متوسط، ازجمله اهداف و رویکردهای اصلی نگارنده کتاب «همراه نور» به شمار می‌رود.

چاپ نخست این کتاب در ۱۳۶ صفحۀ رقعی، شمارگان ۵۰۰ نسخه و با قیمت ۴۰.۰۰۰ تومان توسط انتشارات سروش در اختیار علاقمندان این حوزه قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...