انجمن دوستی ایران و روسیه، در تازه‌ترین انتشارات خود، کتاب «قرآن کریم در ادبیات روس» را منتشر کرد.

قرآن کریم در ادبیات روس

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «قرآن کریم در ادبیات روس»، تالیف پروفسور «آصف حاجیلی» استاد دانشگاه اسلاوی باکو در جمهوری آذربایجان که به زبان ترکی آذربایجانی به رشته تحریر درآمده و توسط انجمن دوستی ایران و روسیه ترجمه شده است.

قرآن کریم در ادبیات روسی، اثری ارزشمند و نتیجه سال‌ها پژوهش و تدریس ادبیات روس در دانشگاه‌ها توسط پرفسور آصف حاجیلی است.

این کتاب در پنج فصل به بررسی و پژوهش آثار ادبیات روس از دوره‌های آغازین تا دوره معاصر را در بر می‌گیرد.

این پژوهش درباره انعکاس قرآن کریم و مضامین الهی آن در آثار بزرگان و اندیشمندان روس در دوره‌های مختلف است که می‌تواند منبعی ارزشمند برای محققان، قرآن پژوهان، علما و اندیشمندان دینی و ادبی باشد.

این کتاب به مناسبت یکهزار و دویستمین سال ورود دین اسلام به قلمرو روسیه از زبان ترکی آذربایجانی به فارسی ترجمه و از سوی انجمن دوستی ایران و روسیه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...