ترجمه استانبولی جلد نهم تفسیر المیزان در ترکیه منتشر شد.
 
به گزارش کتاب‌نیوز و به نقل از روابط عمومی رایزنی فرهنگی ایران در ترکیه، جلد نهم تفسیر المیزان به زبان ترکی استانبولی ترجمه و منتشر شد.

موسسه فرهنگی انتشاراتی کوثر که از چند سال قبل انتشار ترجمه‌ی ترکی استانبولی تفسیر گرانسنگ المیزان را آغاز کرده بود؛ پس از استقبال مسلمانان، به‌خصوص پژوهشگران علوم دینی، به تازگی جلد نهم این اثر ارزشمند را در 1000 نسخه منتشر کرده است.

به گفته‌ی مسئولین موسسه کوثر، ترجمه‌ی ابتدایی تمام مجلدات المیزان پایان یافته؛ و پس از ویرایش و روان‌سازی ترجمه، کار انتشار باقی مجلدات به مرور ادامه خواهد یافت.

جلد نهم تفسیر المیزان، اثر ماندگار علامه‌ی طباطبایی، تفسیر سوره انفال تا آیه 129 را در برگرفته است.

متن فارسی  مثنوی معنوی مولانا جلال الدین محمد به اهتمام دو تن از استادان فارسی ترکیه منتشر شد.

همین گزارش حاکی است که دکتر "عدنان قارا اسماعیل اوغلو" و دکتر "دریا اورس" دو تن از استادان فارسی و مولوی پژوه ترکیه، متن فارسی مثنوی معنوی را از روی نسخه‌ی مورخ 677 ق. قونیه تصحیح و به بازار نشر ترکیه روانه کردند.

با توجه به کمیابی متن فارسی مثنوی در بازار کتاب ترکیه و نیز انتشار یک نسخه‌ی پر غلط از توسط شهرداری قونیه، امید می‌رود که این اثر 3 جلدی با استقبال علاقمندان روبرو شود.

شایان ذکر است که دکتر عدنان قارا اسماعیل اوغلو، استاد و رئیس بخش فارسی دانشگاه "قریق قلعه" است و درباره‌ی مولوی و اندیشه‌ها و آثار او کتابها و مقالات ارزنده‌ای را منتشر کرده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...