کتاب «قرآن در اسلام» تألیف علامه فقید سید محمد حسین طباطبایی با عنوان «Der Quran im Islam» به زبان آلمانی ترجمه و منتشر شد.

انتشارات"م. هادیتک"(m-haditec) با همکاری و کمک‌های رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در برلین، این کتاب ارزشمند را با هدف آشنایی خوانندگان آلمانی زبان با دیدگاه‌های راستین تشیع درباره جنبه‌های گوناگون کلام‌الله منتشر کرد.


کتاب «قرآن در اسلام» به شبهات و پرسش‌های مطرح شده در زمینه آرای تشیع و آموزه‌های قرآن کریم، پاسخ‌هایی را ارایه داده است. به گزارش ایبنا، این اثر دینی دربردارنده عنوان‌های گوناگونی است که از آن میان می‌توان ارزش قرآن برای مسلمانان، قرآن به مثابه برنامه اساسی زندگانی بشری، قرآن سند دعوت پیامبر(ص)، جهانی‌بودن قرآن، کامل و جامع‌بودن قرآن را نام برد.

جاوید بودن قرآن، استقلال جذابیت قرآن، معانی ظاهری و باطنی قرآن، چرا قرآن از راهی بیرونی و راهی درونی سخن می‌گوید؟، آیات محکم و متشابه قرآن، معنای محکم و متشابه از دیدگاه مفسران و علما، روش امامان اهل‌بیت(ع) در برخورد با آیات محکم و متشابه، تفسیر قرآن و معنای لغوی وحی، از دیگر مباحث این نوشتار به شمار می‌روند.


کتاب «قرآن در اسلام» در 146 صفحه با شماره شابک 978-3-939416-29-6 اکنون در کتاب‌فروشی‌های آلمان در دسترس علاقمندان قرار دارد.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...