رمان «از لابلای سرنوشت‌ها» نوشته مجتبی عباس‌نژاد منتشر شد.

از لابلای سرنوشت‌ها مجتبی عباس‌نژاد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، بر اساس خبر رسیده از ناشر کتاب، نویسنده این رمان درباره اثر تازه خود گفت: رمان «از لابلای سرنوشت‌ها» یک درام است‌، درامی که به روابط درونی انسان‌ها و مشکلاتی که دارند به صورت واقع‌گرایانه می‌پردازد. این اثر دولایه است، داستانی با شخصیت اصلی به‌نام «روبی» روایت می‌شود و در نیمه اثر یک داستان دیگری از دل این داستان بیرون می‌آید که سرنوشت یک دختر آفریقایی در کویر چاد را روایت می‌کند و پس از آن دوباره اثر به همان شخصیت اصلی یعنی روبی بازمی‌گردد.

او همچنین بیان کرد: من در این رمان به موضوع تضییع حقوق زنان اشاره کرده‌ام‌، تضییع حقوق زنان در سطح جوامع مختلف آسیایی و اروپایی تا آفریقایی و از این زاویه به ظلم ناخواسته و پنهانی که در جوامع مختلف حتی در غرب به زنان می‌شود، اشاره کرده‌ام. 

عباس‌نژاد با اشاره به شخصیت «دکا» در کتابش که دختری آفریقایی است گفت: خلق این شخصیت از بابت علاقه‌ای است که به کویر و آفریقا دارم و به نظرم شخصیت تکان‌دهنده‌ای نیز از کار درآمده است.

این نویسنده افزود: داستان رمان «از لابلای سرنوشت‌ها» در سرزمینی خیالی می‌گذرد که خواننده حس می‌کند جایی  در غرب است،‌ اما مهم این است که امروزه در جای جای کره زمین ما دخترانی را داریم که به اجبار ازدواج می‌کنند و با آن‌ها سوء رفتارهای جنسی می‌شود، و این به شرق یا غرب محدود نیست.

«از لابه‌لای سرنوشت» دومین رمان این نویسنده مشهدی است،. او در رمان نخست «افسون تغییر» که در ژانر رئالیسم جادویی منتشر شده بود، داستان خفاشی را روایت کرده بود که آرزو داشت به شهر انسان‌ها بیاید.

رمان «از لابلای سرنوشت‌ها» در ۲۳۰ صفحه و با قیمت ۵۰ هزار تومان توسط انتشارت سیب سرخ منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

رمان به نظر من جعل است. جعل تاریخ، جعل زمان و... شما در رمان به کمک جعل است که یک دنیای متفاوت می‌سازید... پدرم اگرچه نمازش را همیشه به‌جا می‌آورد و حتی نماز شب هم می‌خواند، اما هیچ‌گاه پیشانی‌اش پینه نبست!... پاورقی‌خوان قهاری می‌شود. امیرعشیری، منوچهر مطیعی، ارونقی کرمانی... بهرام صادقی را اصلا قبول ندارد و می‌گوید که اصفهانی‌ها او را به ناحق برکشیده‌اند. به نویسندگی آل‌احمد اعتقادی ندارد و او را یک مقاله‌نویس سیاسی می‌داند ...
اگر جنگ برای مردم خاصه مردمِ رشت -که داستان در آنجا روایت می‌شود- فقر و بدبختی و قحط‌سالی به بار آورده است، اما این دو برادر سرشار از نعمت‌اند... احمدگل با رفتنش به دیدار ارباب دختر خودش را هم قربانی می‌دهد... کوته‌بینی و خودرأیی میرزا کوچک خان مانع این می‌شود که جنبش جنگل به انقلاب منجر شود... وارثان بی‌ثباتی‌های سیاسی و جنبش‌های ناکام بیش از هرکس فقرا هستند... داستان پُر از سبک زندگی است؛ سبک زندگی اواخر قرن گذشته ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...