کتاب «تأملی بر ارتباطات علم و تجربه ایران» نوشته سیده زهرا اجاق منتشر شد.

تأملی بر ارتباطات علم و تجربه ایران سیده زهرا اجاق

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «تأملی بر ارتباطات علم و تجربه ایران» نوشته سیده زهرا اجاق رئیس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به تازگی توسط انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر شده است.

این کتاب قصد دارد با استفاده از رویکردها و مباحث نظری حوزه ارتباطات عمومی علم، معیارهایی برای ‏تولید محتوای علمی عمومی با اهداف مختلف ارائه دهد تا علاوه بر دانشجویان و دانشگاهیان، در حوزه عمل ‏ارتباط گری علم نیز کاربرد داشته باشد. این معیارها برای تهیه و تولید انواع قالب های علمی عمومی مانند ‏تصویری، دیداری ـ شنیداری، شنیداری و نوشتاری کاربرد دارند.

نویسنده در این کتاب به روزنامه نگاری علم که ‏شاخص ترین فعالیت ارتباطات عمومی علم در کشور است، توجه می کند و ضمن مرور تاریخی بر سابقه ‏نگارش متون علمی عمومی در ایران، مطابقت روزنامه‌نگاری علم ایرانی با مفاهیم نظری را نیز نشان می‎دهد. ‏

این کتاب شامل چهار فصل با عناوین زیر است؛ رویکردهای نظری در ارتباطات عمومی علم، علم عمومی و معیارهای نگارش آن، روزنامه نگاری علم و تجربه ایران و معیارهای تولید محتوای علم عمومی.

مؤلف در بخشی از مقدمه این اثر آورده است: کتاب حاضر چکیده سه پژوهشی است که با روشهای مطالعه مروری – تاریخی، تحلیل محتوا و تحلیل چارچوب انجام داده ام و داده ها را با فنون اسنادی، مصاحبه با روزنامه نگاران علم و متون روزنامه نگاری به دست آورده ام، اما تلاشم بر این بوده است که این سه پژوهش را به خوبی به هم پیوند زنم تا علاوه بر فراهم ساختن بستری نظری درباره ارتباطات عمومی علم با اتکا به نظریه های مطرح این عرصه، نمونه ها و مثالهایم بر تجارب ایرانی مبتنی باشد.

از این رو معیارهایی که در پایان کتاب برای شیوه ها یا اهداف مختلف تولید، محتوای علمی عمومی برشمرده ام برای جامعه ایرانی تدوین شده اند. همچنین با توجه به اینکه برای فهم ارتباطات علم باید مفاهیمی در فلسفه علم و جامعه شناسی علم نیز دانست. در این نوشتار چاره ای جز استفاده هر چند اندک از آنها نبوده است. این قبیل مفاهیم و واژه های تخصصی در بخش واژه نامه کتاب به اختصار آورده شده اند.

اهمیت این مطالعه در این است که عمومی کردن محتوای تخصصی در ایران موضوعی آشناست و مدتهاست که فقها و عالمان دینی، متون تخصصی دین را ساده کرد و در قالب رسانه های شفاهی، مانند منبر به مخاطبان انتقال می دهند و آداب و اصول دینی را به وجه مهمی از زندگی روزمره ایرانیان تبدیل کرده اند.

ادیبان و شعرای بزرگی چون سعدی و حافظ با ساده کردن مفاهیم تخصصی فلسفه و عرفان به انتقال این مفاهیم در زندگی روزمره مردم پرداخته اند. مولوی، مجالس سبعه را برای فهم مثنوی به زبان ساده ایراد کرده (که بهاء ولد با حسام الدین چلپی آن را جمع آوری کرده است) و مکاتیب را خود وی برای هدایت عموم در راه تعالی به زبان ساده نگاشته است.

اما درباره علم مدرن که به طور مشخص در دوره قاجاریه توجه ایرانیان را جلب کرد هنوز روشها و فنون لازم برای ساده سازی آن کاملا شناخته نشده و هنوز مجراهای مناسبی برای ورود آن کاملا شناخته نشده و هنوز مجراهای مناسبی برای ورود آن به زندگی مردم و تبدیل شدن به بخش جدایی ناپذیری از فرهنگ ایرانی یافته نشده است وفرضهای گوناگونی برای این وضعیت می توان برشمرد ازجمله ویژگی های مخاطب ایرانی، خاستگاه علوم مدرن، رابطه عموم مدرن با دیگر ابعاد دانش، رابطه علوم مدرن با سنت در ایران که همگی ارزش انجام دادن پژوهش های زیادی را دارند.

یکی از این فرضها، که کتاب حاضر درباره آن است، به رسانه ها به مثابه مجازی یا کانال های ارتباطی میان حوزه علم و حوزه عمومی ناظر است که در تبدیل و تحویل علم تخصصی به دانش عمومی یا روزنامه نگاری علم توانایی لازم را ندارند.

باید گفت که علم و ارتباط آن با جامعه حتی در کشورهایی که علم مدرن پایگاه ظور آنها بوده است، مانند اروپای غربی و آمریکای شمالی، نیز موضوعی غامض و مسئله ای اجتماعی است. به همین دلیل مؤسسات و نهادهای متنوع و متکثری برای ایجاد و ارتقای سطح کمی و کیفی این ارتباط تلاش می کنند. مدتی است که تحرک مشابهی در برخی مؤسسات پژوهشی و دانشگاهی کشور ما نیز آغاز شده است. امیدوارم پژوهش های هر چه بیشتری در این حوزه انجام شود و محفل نقد و ارزیابی این مطالعات نیز گرم شود.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...