سریال «آن شرلی» که دوبله آن به تازگی به پایان رسیده، قرار است نوروز ۹۸ از شبکه امید به روی آنتن برود.

به گزارش ایسنا، دوبله آخرین قسمت سریال «آن شرلی» با حضور مهدی سالم (مدیر شبکه امید) و مجتبی نقی‌یی (مدیر دوبلاژ سیما) در استودیو ۱۰۲ ساختمان دوبلاژ برگزار شد.

مدیر شبکه امید در حاشیه دوبله آخرین قسمت سریال «آن شرلی» گفت: این سریال به سفارش شبکه امید در ١٦ قسمت دوبله شده است و در نوروز ٩٨ روی آنتن می‌رود. با توجه به اینکه تیم دوبله این اثر، تیم فعال، بانشاط و خوبی هستند، احساس می‌کنم کار فاخری از آب درآمده و این سریال می‌تواند برگ برنده شبکه امید در طول عید نوروز باشد.

نقی‌یی مدیر دوبلاژ سیما بیان کرد: دوبله این کار که دقیقاً پس از پایان ویراستاری متن آن انجام شد، تقریباً دو ماه زمان برد و امروز روز آخر این کار بود. در این مدت حدوداً سی نفر در زمینه تنظیم و دوبله کار فعالیت می‌کردند که اکثر آن‌ها از تیم جوان مرکز دوبله سازمان بودند که در کنار پیشکسوتان و بزرگان این عرصه فعالیت می‌کردند.

مجموعه داستان «آنی شرلی» نوشته ی لوسی ماد مونتگومری ماجراهای دختری ست که در یتیم خانه بزرگ شده ولی در ۱۱ سالگی توسط خواهر و برادری سالخورده به نام ماریلا و متیو کاتبرت به سرپرستی قبول می‌شود و به عمارت گرین گیبلز در روستای اونلی می‌رود، اتفاقات زیادی پیش می‌آید و آنی بزرگ می‌شود، دوستان زیادی پیدا می‌کند، به دانشگاه و کالج می‌رود، ازدواج می‌کند و…

این مجموعه توسط انتشارات قدیانی ترجمه و منتشر شده است.

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...