متن سه زبانه «شب‌های موشکباران» سروده بلند امیرحسین الهیاری و تصویرسازی‌های باسم الرسام توسط نشر مولی منتشر شد. سعید سعیدپور و احمد تیموری مترجمان انگلیسی و عربی سروده الهیاری هستند.

شب‌های موشکباران امیرحسین الهیاری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «شب‌های موشکباران» با شمارگان ۲۲۰ نسخه در ۴۲ صفحه و با بهای ۹۵ هزار تومان منتشر شده است.

شب‌های موشکباران در دهه هشتاد سروده شده و خاطرات کودکی شاعر از روزها و شب‌های جنگ هشت‌ساله در آن نقش بسته است. هنرمند نقاش و تصویرساز عراقی، باسم الرسام، بر اساس این شعر ده نقاشی کشید که در این کتاب آمده است. بنابراین کتاب حاضر، یک اثر ضد جنگ است، حاصل همکاری یک شاعر ایرانی و یک نقاش عراقی.

شاعر در یادداشت ورودیه کتاب چنین نوشته است: «شب‌های موشکباران را پیش از این‌ها، در شب‌های موشک‌باران، کودکی نوشته است که اکنون در من نفس می‌کشد. و نقاشی‌هایش هم کارِ کودک دیگری است که هشت سال شریک کابوس‌های شبانه من بوده است. دشمن من… دوستِ من. و من گویی هزاره‌هاست که می‌خواهم با دستِ تو بلندگو را بردارم و وضعیت را تا ابد سفید اعلام کنم. پس این همه تأخیر چرا؟»

بخش‌هایی از کتاب را در ادامه بخوانید:

«کپسول سنگین «پرسی گاز»
بر دوشِ مادربزرگ
جای خالی من پر می‌شد
مادر بزرگ، شصت پله بلندتر شد
آشپزخانه کوچک از بوی انار تهی بود
کولیانِ آواز این گلوگاه خیمه برچیده و رفته‌اند
در شب‌های موشک باران
...
مادر
کتابِ زردرنگِ بزرگی است با سطرهای جن‌زده
که در اتاق می‌دود
کتاب را پایانی نیست
مادر در کتاب می‌سوزد
پدر از شهرستان می‌آید
بوی اتوبوس در ساک اوست
که کلاغ را به بدبینی و کبوتر را به خوشه‌چینی متهم می‌کند
پدر از شهرستان آب می‌آورد
و در گلدان می‌ریزد
این گلدان‌ها دیگر زنده نمی‌شوند
باد ساکِ پدر را با خود برد
نیزه‌های چوبی من
در راه‌پله‌ها گم می‌شود
اسکناس‌های خرده‌پا در دهانِ ماتِ پتوها
پنهان می‌شوند
کبک «ارسلان» را سر بریده‌ایم
«سال‌های دور از خانه»
در شب‌های موشک باران.»

امیرحسین الهیاری مترجم و پژوهشگر ادبیات کلاسیک و معاصر عرب و همچنین عرفان اسلامی است. از جمله مهم‌ترین آثار او می‌توان به ترجمه این کتاب‌ها اشاره کرد: «تاریخ ادبیات معاصر عرب کمبریج» به سرویراستاری محمد مصطفی بدوی، «بر چکاد چکامه عشاق: ترجمه دیوان ابن فارض مصری به شعر فارسی»، «کتاب مواقف و مخاطبات» اثر محمد بن عبدالجبار نفری، ترجمه به شعر فارسی «ترجمان الاشواق» محی‌الدین ابن عربی با عنوان «عشق را زبانی دگر»، «عنقا مغرب فی ختم الاولیا و شمس المغرب» از ابن عربی، «الکتاب» ادونیس (در سه جلد که مهم‌ترین مجموعه شعر ۱۰۰ سال اخیر عرب است)، «شرح گل سوری» ترجمه مجموعه مقالاتی مهم درباره ادونیس، رمان‌های «گاه ناچیزی مرگ» و «بیدستر» هر دو اثر محمد حسن علوان و...

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...