کتاب «فهم شعر» نوشته فرانسیس.ام.کُنل با ترجمه ماهان سیارمنش منتشر شد.

به گزارش ایسنا،  این کتاب در ۱۹۶ صفحه با قیمت ۲۴هزار تومان در انتشارات دوات معاصر راهی بازار شده است.

 در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: این کتاب درسنامه­‌ای است که از زوایای مختلف به تبیین و تحلیل ابزارهای موجود در یک شعر چون زبان، تخیل، احساس و اندیشه پرداخته و دیگر چیزها را به­‌طور جداگانه مورد تحقیق قرار داده و برای درک بهتر خواننده از مثال­‌هایی بهره برده است.

همچنین در بخشی از مقدمه  «فهم شعر» می‌خوانیم:

«شاعر از وسیله‌­ زبان سود می­‌جوید تا ما را با دنیایی از اندیشه‌­ها و تخیلات تنها بگذارد؛ در قدم بعد این ما هستیم که باید از اندیشه­ صرف پا را فراتر بگذاریم و در آن جهان به گشت­‌و­گذار مشغول شویم. قطعاً باید دید انتظارات­مان از شعر چیست و آیا شعر می‌­تواند آرزوهای­مان را در مقابل­مان به تصویر بکشد و یا آن­‌ها را فرو بپاشد و تمثالی نو بنیان کند. از این منظر، شعر فروپاشنده­‌ دُگم است و با آن سر سازگاری ندارد. در هنگام خواندن اثری شایسته باید تمام دُگم­‌های گذشته را از خود ­بزدایی و با دیدی تازه به آن بنگری؛ چونان که گویی پدیده­ای نو را دریافته­‌ای. این برخورد با شعر دیدی نقادانه و بینشی متفاوت از گذشته را می­‌طلبد؛ برای فهم شعر باید پذیرای دیدی نو شد و با آن دریافتش کرد

همه‌ جنبش‌های توده‌وار در طرفدارانشان نوعی جان‌برکفی و گرایش به عمل و اقدام مشترک برمی‌انگیزند؛ همه‌ آنها فارغ از آموزه‌هایی که می‌پراکنند و برنامه‌ای که ارائه می‌دهند تعصب، شور، امید، نفرت و نابردباری تب‌آلود را می‌پرورند... ایمان کور و پایبندی و وفاداری همه‌جانبه و با تمام وجود را طلب می‌کنند... میزان قدرت بالقوه‌ یک ملت در حکم گنجینه‌ آرزوهای دست‌نیافتنی آن است ...
چنان جزئیات حرفه‌ای یک جیب‌بر را باز کرده که اگر نگوييم خود ناکامورا یک جیب‌بر واقعی است، دست‌کم می‌توانیم مطمئن باشیم ساعت‌ها کار یک جیب‌بر واقعی را تماشا کرده است... جهان به سه دسته خدایان، بردگان و انسان‌ها تقسیم شده و متاسفانه بردگان از همه بیشترند... جیب‌برها و دله‌دزدها که تنها انسان‌های عادی این جهان‌اند و درنهایت اینها شاید بتوانند کاری خلاف اراده خدایان انجام دهند ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...