«چرا جنگ؟» شامل نامه‌نگاری آلبرت آینشتاین و زیگموند فروید منتشر شد.

چرا جنگ؟  نامه‌نگاری آلبرت آینشتاین و زیگموند فروید

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «چرا جنگ؟» شامل نامه‌نگاری آلبرت آینشتاین و زیگموند فروید تدوین و ترجمه خسرو ناقد از سوی نشر نی منتشر شد.

خسرو ناقد (متولد ۱۰ آبان ۱۳۲۹، شیراز، ایران) فرهنگ‌نگار، نویسنده و مترجم ایرانی ساکن آلمان است.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:

آینشتاین در جایگاه دانشمند علوم طبیعی در جست‌وجوی راه‌حل عملی پیشگیری از وقوع جنگ است. او که به استدلال قیاسی دقیق عادت کرده، نه‌تنها امیدوار است که با نظریه‌پردازی و طرح استدلال‌های استوارِ علمی بتوان شوق انسان‌ها به شرکت در جنگ را تضعیف کرد، بلکه همچنین امید دارد که روزی بتوان شوق به تخریب را در درون انسان‌ها به کل از بین بُرد. او معتقد است که «ملت‌ها با هدف‌های نادرست تربیت شده‌اند. در کتاب‌های درسی به جنگ ارج می‌نهند و وحشت و خرابی‌های آن را نادیده می‌گیرند و از این طریق کینه‌توزی را به کودکان تلقین می‌کنند. من اما می‌خواهم آشتی بیاموزم نه نفرت، عشق بیاموزم نه جنگ». آینشتاین نامه‌ی خود به فروید را با این پرسش آغاز می‌کند: «آیا در مقابل فاجعه‌ی شوم جنگ، راه نجاتی برای بشر وجود دارد؟»

فروید برخلاف آینشتاین به‌کارگیری خِرد و استدلال منطقی را راه مناسبی برای هدایت رشد روان انسان‌ها در جهت مقابله با جنگ نمی‌داند. او معتقد است که معقول‌ترین، تیزبین‌ترین و زیرک‌ترین انسان‌ها نیز، تحت شرایطی، برده‌ی احساسات و مقهورِ غرایز خودند. فروید سهولت بسیج مشتاقانه‌ی انسان‌ها را برای شرکت در جنگ در وجود غریزه‌ی تخریب در انسان می‌داند و نه‌تنها امیدی به محو کامل تمایلات پرخاشگرانه‌ی انسان‌ها ندارد، بلکه وجود این تمایلات را لازمه‌ی ادامه‌ی حیات انسان می‌داد. او پیش‌تر نیز در تحلیلی که در یکی از آثارش از روان‌شناسی توده‌ها به دست داده بود، در برداشتی نومیدکننده نشان داده بود که چگونه مستبدان می‌توانند رفتار اوباش و توده‌های بی‌سروپا را هدایت کنند.

«چرا جنگ؟» شامل نامه‌نگاری آلبرت آینشتاین و زیگموند فروید در 86 صفحه و قیمت 28 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

[این کتاب قبلا توسط نشر آبی و نیز نشر پیدایش منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...