«سیری در آثار علامه سیدمحمدحسین طهرانی» نوشته شیخ شعیب حدادی و حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمود هاشمی نسب توسط انتشارات دلیل ما در تابستان امسال منتشر شد و چندی پیش نیز به چاپ دوم رسید.

سیری در آثار علامه سیدمحمدحسین طهرانی شیخ شعیب حدادی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات دلیل ما دومین چاپ کتاب «سیری در آثار علامه سیدمحمدحسین طهرانی»را با شمارگان هزار نسخه، ۲۳۲ صفحه و بهای ۳۰ هزار تومان منتشر کرد.

چاپ نخست این کتاب تابستان امسال (۱۳۹۹) با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و بهای ۳۵ هزار تومان (پنج هزار تومان بیشتر نسبت به چاپ دوم) در دسترس مخاطبان قرار داده بود.

مرحوم آیت‌الله سیدمحمدحسین حسینی طهرانی، از شاگردان علامه طباطبایی در فلسفه و عرفان بود و در طریق سیر و سلوک نیز از جمله شاگردان خاصه سیدهاشم حداد (از شاگردان آیت‌الله علامه قاضی) به شمار می‌رفت. وی ابتدا در قم به تحصیل پرداخت و در ادامه به نجف رفت و پس از تکمیل معلومات و کسب اجتهاد به امر اساتید خود برای ارشاد به تهران برگشت و پس از مدتی نیز به مشهد رفت. مرحوم علامه طهرانی به تشکیل حکومت اسلامی نیز اهتمام زیاد داشت و آنگونه که در برخی منابع نوشته‌اند از همراهان امام خمینی (ره) در قیام بود.

به باور نویسندگان کتاب «سیری در آثار علامه سیدمحمدحسین طهرانی» علامه طهرانی یکی از پایه گذاران تصوف در حوزه علمیه مشهد بود و با تالیفات و آثار خود در نشر و ترویج مسلک صوفیه داشت. آنها نظریات آیت‌الله علامه طهرانی را از میان صدها صفحه کتب ایشان استخراج کرده و تلاش کردند تا به نقد آن بنشینند.

کتاب در چهار بخش تدوین شده است: «آرا سیاسی»، «بررسی داستان‌ها و حکایت‌ها»، «آرا معارفی» و «نگاهی به کتاب روح مجرد».

بخش نخست کتاب شامل این مباحث است: «ادعای راهنمایی رهبر کبیر انقلاب اسلامی»، «ادعای نقش اساسی در شکل گیری قیام ۱۵ خرداد ۴۲»، «ادعای نجات جان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران»، «اعتراض به استعمال لفظ امام در مورد بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران» و «قسمتی از نقدها به پیشنویس قانون اساسی».

در بخش دوم کتاب نیز این مباحث مطرح شده است: «جناب آقای حداد (استاد علامه طهرانی)»، «شغل استاد»، «مدت تلمذ علامه طهرانی نزد آقای حداد»، «میزان تحصیلات استاد»، «اعتراض آقای حداد به مسائل حج»، «شرط امر به معروف و نهی از منکر از منظر آقای حداد»، «لعن از نظر آقای حداد»، «شادی آقای حداد در روز عاشورا»، «گریه شدید آقای حداد در فراق علامه طهرانی»، «عدم تفاوت میان بهشت و دوزخ»، «سفارش به کتمان سر و عدم عمل به آن»، «حجیت قول و فعل آقای حداد»، «مریدان افراطی»، «گفتار متعارض درباره استاد طریق» و...

در بخش سوم کتاب با عنوان «آرا معارفی» نیز این مباحث مطرح شده است: «گفتار متعارض درباره عقل»، «کشف و شهود بهترین روش»، «گفتار متعارض درباره فلاسفه»، «وحدت شخصی وجود»، «تمامی محسوسات عالم پوچ و باطل است»، «وحدت شخصی وجود»، «مستند نظریه وحدت شخصی وجود»، «حکم به شرک همه مسلمین»، «فرق بین عقیده نصاری و نظریه وحدت شخصی وجود»، «بست پرستی و طهارت همه نجاسات»، «معرفت تفصیلی به ذات حق تعالی»، «گفتار متعارض درباره بایزید و حلاج»، «گفتار متعارض در تشبیه خالق تعالی به مخلوقات»، «گفتار متعارض درباب امامت»، «گفتار متعارض در مساله جبر و اختیار»، «جواب آیت الله العظمی میلانی به علامه طهرانی»، «برخی از علل مخالفت فقها با صوفیه»، «توجیهاتی درباره ابن عربی»، «ادله تشیع ابن عربی و پاسخ آن»، «عقاید علامه طهرانی از نظر مراجع عظام» و...

بخش چهارم کتاب نیز نقد و بررسی کتاب «نور مجرد» یادنامه علامه طهرانی است که به قلم آیت‌الله سیدمحمد صادق حسینی طهرانی، فرزند ارشد علامه سامان یافته و منتشر شده است. بخشی از مباحث ارائه شده در این بخش از این قرار است: «توصیف علامه طهرانی در نور مجرد»، «اشتراک مشایخ صوفیه با ائمه معصومین در کمالات»، «فرق بین مشایخ صوفیه و امامان معصوم»، «دلیل نقلی فنا»، «بطلان توحید عامه مردم»، «اهانت به منتقدین»، «لزوم درس خواندن و استثنای آقای حداد»، «لقب علامه در خواب» و…

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...