رمان «دیگران» [Öbürküler] اثر ماهر اونسال اریش [Mahir Ünsal Eriş] با ترجمه مژده الفت و توسط نشر نو منتشر شد.

دیگران» [Öbürküler] ماهر اونسال اریش» [Mahir Ünsal Eriş]

به گزارش کتاب نیوز، ماهر اونسال اریش اهل ترکیه‌ و متولد 1980 است.

نشر نو در معرفی این اثر آورده است:

دیگران داستان کوچ‌های غریب است، کوچ‌های ناخواسته‌ای که برآمدن نیروهای اقتدارگرا، با پشتوانه‌ی توده‌های بی‌شکلِ وسیع، بر دیگر خرده‌فرهنگ‌ها تحمیل می‌کنند؛ داستانِ کند و کاو دقیق زمینه‌های روان‌شناختی و اجتماعی جامعه‌ای که تغییرات عمیق سیاسی را از سر گذرانده و پس‌لرزه‌های آن، تحولات اجتماعی را در سطوح گوناگون رقم زده است؛ داستانِ انسان‌هایی عادی با ترس‌های بزرگ و رؤیاهای نه‌چندان بزرگ که در این‌گونه تحولات در آغاز ضربه‌ی ناگهانیِ جداافتادگی ذهنی و طرد را تجربه می‌کنند و بعد به‌تدریج خصوصیات و خصلت‌های انسانی‌شان را در نظر انبوه جمعیتِ بی‌شکل از دست می‌دهند و آرام‌آرام به آستانه‌ی جداافتادگیِ جسمی و تبعید سوق داده می‌شوند.
ماهر اونسال زندگی کسانی را به عرصه‌ی روایت برکشیده است که معمولاً در روند سریع وقایع محو می‌شوند و رنج‌ها و خاطراتشان تنها در حافظه‌ی خودشان باقی می‌ماند.

«دیگران» اثر «ماهر اونسال اریش» در 120 صفحه و قیمت 42 هزارتومان در دسترس علاقمندان به ادبیات ترکیه قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...