رمان «دیگران» [Öbürküler] اثر ماهر اونسال اریش [Mahir Ünsal Eriş] با ترجمه مژده الفت و توسط نشر نو منتشر شد.

دیگران» [Öbürküler] ماهر اونسال اریش» [Mahir Ünsal Eriş]

به گزارش کتاب نیوز، ماهر اونسال اریش اهل ترکیه‌ و متولد 1980 است.

نشر نو در معرفی این اثر آورده است:

دیگران داستان کوچ‌های غریب است، کوچ‌های ناخواسته‌ای که برآمدن نیروهای اقتدارگرا، با پشتوانه‌ی توده‌های بی‌شکلِ وسیع، بر دیگر خرده‌فرهنگ‌ها تحمیل می‌کنند؛ داستانِ کند و کاو دقیق زمینه‌های روان‌شناختی و اجتماعی جامعه‌ای که تغییرات عمیق سیاسی را از سر گذرانده و پس‌لرزه‌های آن، تحولات اجتماعی را در سطوح گوناگون رقم زده است؛ داستانِ انسان‌هایی عادی با ترس‌های بزرگ و رؤیاهای نه‌چندان بزرگ که در این‌گونه تحولات در آغاز ضربه‌ی ناگهانیِ جداافتادگی ذهنی و طرد را تجربه می‌کنند و بعد به‌تدریج خصوصیات و خصلت‌های انسانی‌شان را در نظر انبوه جمعیتِ بی‌شکل از دست می‌دهند و آرام‌آرام به آستانه‌ی جداافتادگیِ جسمی و تبعید سوق داده می‌شوند.
ماهر اونسال زندگی کسانی را به عرصه‌ی روایت برکشیده است که معمولاً در روند سریع وقایع محو می‌شوند و رنج‌ها و خاطراتشان تنها در حافظه‌ی خودشان باقی می‌ماند.

«دیگران» اثر «ماهر اونسال اریش» در 120 صفحه و قیمت 42 هزارتومان در دسترس علاقمندان به ادبیات ترکیه قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...