ایرج کابلی نویسنده، مترجم و پژوهشگر ادبی کشور درگذشت.

ایرج کابلی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، ایرج کابلی، مترجم، خط و زبان‌شناس، وزن‌شناس و شعرپژوه کشور، ساعتی پیش درگذشت.

وی متولد خانواده‌ای زرتشتی در کرمان بود و تحصیلات خود را در دبیرستان البرز پشت سر گذاشت. او در دانشگاه در رشته معماری تحصیل کرد به‌دلیل علاقه به زبان‌شناسی، به ترجمه آثاری از زبان‌های روسی و انگلیسی رو آورد. او در ترجمه چند اثر از آنتوان چخوف در نشریه آدینه با احمد شاملو همکاری کرد و کار ترجمه مشترک از «دن آرام» را به خاطر شاملو به او واگذار کرد.

کابلی سال ۱۳۷۲ فراخوان فارسی‌نویسان را برای بازنگری در شیوه نگارش و خط فارسی منتشر کرد و عضویت در هیئت دبیران کانون نویسندگان و هیئت امنای بنیاد هوشنگ گلشیری از دیگر موارد کارنامه کاری او محسوب می‌شوند.

از این‌ نویسنده و مترجم، ۱۰ کتاب در حوزه تالیف و ترجمه منتشر شده که ترجمه مجموعه‌شعرهای آنا آخماتوا با عنوان «سوگ‌نامه» از وی در حال حاضر زیر چاپ است.

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...