به گزارش ایسنا، چاپ تازه مجموعه داستان «کاپوچینو، کیک‌ پنیر» نوشته محمد صالح‌علاء نیز در ۱۵۰ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۲۵ هزار تومان توسط همین نشر منتشر شده است. 

از جمله داستان‌های این مجموعه می‌توان به «نوبت اول بود عاشق می‌شدم»، «من سی‌وهشت‌بار مرده‌ام»، «جلد کتاب جبر من»، «زمان من باقی است»، «نان و گل سرخ»، «مونت پارناس»، «آگهی تابستانی»، «برف هر جایی را پیدا می‌کند، می‌نشیند» و ... اشاره کرد. 

همچنین چاپ جدید مجموعه نوشته‌های پراکنده محمد صالح‌علاء با عنوان «دست بردن زیر لباس سیب» در ۱۵۲ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۲۵ هزار تومان توسط نشر پوینده منتشر شده است. 

نوشته پشت‌جلد کتاب: محبوبم! من مردی دست و پا چلفتی‌ام، آینه‌ای را که به ایوان می‌بردم از دست افتاد، شکست و هزار تکه شد. به جای آن‌که غصه بخورم می‌نشینم و به دقت تکه‌تکه آینه را کنار هم می‌چینم؛ وقتی که همه را به هم می‌چسبانم، می‌بینم اشتباه کرده‌ام و چند تکه را جابه‌جا گذاشته‌ام. جوری که گوش‌هایم را جای دهانم گذاشته‌ام و چشم‌هایم تابه‌تاست؛ چشم راستم را جای چشم چپم گذاشته‌ام، دوباره می‌نشینم، همه را جابه‌جا می‌کنم. از نو تکه‌های آینه را به هم می‌چسبانم؛ محبوبم! در این آینه پیر شده‌ام. 

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...