کتاب «تصفیه‌های گسترده استالینی» [Stalin's great purge] با ویرایش نوح برلاتسکی با ترجمه شهربانو صارمی توسط انتشارات ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شد.

تصفیه‌های گسترده استالینی» [Stalin's great purge]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی این‌کتاب که پنجمین‌عنوان از مجموعه «چشم‌اندازهایی از تاریخ معاصر جهان» است، سال ۲۰۱۳ توسط انتشارات بهشت سبز (Greenhaven press) منتشر شده است.

مجموعه‌کتاب‌های «چشم‌اندازهایی از تاریخ معاصر جهان» رویدادهای تاریخی دنیا را از قرن بیستم به بعد با ارائه تحلیل و از دیدگاه‌های مختلف بررسی می‌کنند. کتاب‌های این‌مجموعه به گفته دست‌اندرکاران تولیدشان، به دانش‌آموزان، دانشجویان و علاقه‌مندان، گزیده‌ای از رویدادهای مهم تاریخ را ارائه می‌کنند که پیش‌تر منتشر شده‌اند اما این‌بار پوششی بین‌المللی از آن به دست می‌دهند. این‌کتاب‌ها برای طیف وسیعی از مخاطبان طراحی شده‌اند؛ کسانی که می‌خواهند نه‌تنها درباره تاریخ بلکه درباره رویدادهای جاری، سیاست، حکومت، روابط بین‌المللی و جامعه‌شناسی بیشتر بدانند.

«تصفیه‌های گسترده استالینی» هم مانند چهارعنوان پیشین مجموعه «چشم‌اندازهایی از تاریخ معاصر جهان» یک‌مجموعه‌مقاله است که جمعی از پژوهشگران نوشته‌اند و توسط یک‌سرویراستار گردآوری و تنظیم شده است.

پس از پیروزی انقلاب اکتبر در روسیه، روی کار آمدن بلشویک‌ها و مرگ لنین، ژوزف استالین به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین دیکتارتورهای قرن بیستم و تاریخ جهان، عنان حکومت شوروی را به دست گرفت. او را چه در جهان و چه در روسیه به‌عنوان یکی از بی‌رحم‌ترین انسان‌های روی زمین می‌شناسند اما هنوز هم کسانی هستند که او را به‌دلیل استیلای روسیه و پیروزهایش در جنگ جهانی دوم، دوست داشته باشند. این‌نگاه هم در روسیه و هم در برخی کشورهای غربی وجود دارد.

کتاب «تصفیه‌های گسترده استالینی» با مولفان مختلفش، بناست همین‌نگاه‌ها را منعکس، و درباره پیشینه، دوران حکومت و تاثیرات حکمرانی استالین صحبت کند.

این‌کتاب، ۳ بخش اصلی دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از «زمینه تاریخی تصفیه‌های استالینی»، «مباحث پیرامونی تصفیه‌های گسترده استالینی» و «روایت‌های شخصی».

بخش اول کتاب، پنج دیدگاه یا مقاله را با این‌عناوین شامل می‌شود: «نگاهی اجمالی به تصفیه بزرگ»، « مصایبی که برنامه پنج‌ساله استالین آفرید»، «بازجویی‌های همراه با شکنجه در تصفیه»، «محاکمه پزشکان متهم به توطئه» و «جانشین استالین او و تصفیه‌هایش را محکوم می‌کند».

«تصفیه واکنشی منطقی به فساد حزب کمونیست بود»، «تصفیه ابزاری بود در دست استالین برای تثبیت بی‌رحمانه قدرت»، «تصفیه نتیجه نابخردانه پارانویای استالین بود»، «میزان کشته‌های دوران حکومت استالین کم برآورد شده است»، «مبالغه در تعداد کشته‌های دوران استالین»، «جنایات استالین کمتر از هیتلر نبود»، «استالین به بدی هیتلر نبود»، «استالین هنوز در روسیه محبوب است» و «استالین در روسیه امروزی محبوبیتی ندارد» هم عناوین ۹ مقاله و دیدگاه بخش دوم کتاب هستند.

سومین‌بخش کتاب هم دربرگیرنده ۵ مقاله با این‌عناوین است: «به یاد روسیه شوروی دوران استالین»، «روایت دختری روس از دوران کودکی‌اش در دوران وحشت استالین»، «نیکیتا خروشچف به تقبیح استالین و تصفیه‌های او می‌پردازد»، «دادگاه اسلانسکی» و «خاطره زن جوان روس از گولاگ».

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

زینوویف و کامنف را بعد از یک‌سال و نیم زندان برای بازجویی به مسکو بردند. تا این‌زمان بارها تحقیر شده و به لحاظ اخلاقی در هم شکسته بودند. استالین به سبک و سیاق خود ترتیبی داد تا تخم نفاق بین این دو مرد بپاشد. زینوویف از سلول خود برای استالین نامه‌های ملتمسانه نوشت: «روحم در آتش این اشتیاق می‌سوزد که به تو ثابت کنم دیگر دشمن نیستم. برای نشان‌دادن از هیچ‌کاری دریغ نمی‌کنم...»

کامنف شجاعت نشان داد. به بازجویش گفت: «حالا ترمیدور [دوران وحشت در انقلاب فرانسه] را با چشم خودت داری می‌بینی. انقلاب فرانسه درس خوبی به ما آموخت اما نتوانستیم آن را به کار بگیریم. نمی‌دانیم چطور از انقلاب خود در برابر ترمیدور محافظت کنیم. این بزرگ‌ترین اشتباه ماست و تاریخ ما را به خاطر آن محکوم خواهد کرد.»

به ییژوف دستور داده شد آن دو را برای محاکمه در ملا عام آماده کند، آن‌ها بایست به خود و تروتسکی افترا می‌زدند _ به‌خاطر انقلاب!‌ خانواده‌های آن‌ها را تهدید کردند، تعدادی از آن‌ها گرفتار ان‌کاود شدند. آن‌ها را به زندان انداختند و تحقیر کردند.

این‌کتاب با ۱۶۰ صفحه مصور، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۶۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...