«کره شمالی نگاهی نزدیک به کشوری اسرارآمیز» [North Korea: a closer look at the secret state] نوشته الینور بردشو [Eleanor Bradshaw] با ترجمه شهربانو صارمی از سوی انتشارات ققنوس روانه بازار نشر شد.

کره شمالی نگاهی نزدیک به کشوری اسرارآمیز» [North Korea: a closer look at the secret state]  الینور بردشو [Eleanor Bradshaw]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  تسنیم،‌ این کتاب مجلد هفتاد و پنجم از مجموعه تاریخ جهان انتشارات ققنوس است. مجموعه‌ای که می‌کوشد با هدف ترسیم چشم‌انداز گسترده از سیر تاریخ، اندیشه‌های سیاسی‌، فرهنگی،‌ فلسفی تأثیرگذار را در گذر مشعل تمدن از بین‌النهرین و مصر باستان به یونان،‌ روم، اروپای قرن وسطی و دیگر تمدن‌های جهانی تا روزگار ما نشان دهد. هر جلد از این مجموعه برداشتی جامع و روشن از یک دور تاریخی را به خواننده ارائه می‌کند.

این مجلد به تاریخ کره شمالی، کشوری که همواره به عنوان سرزمینی اسرارآمیز با تاریخی پر از رمز و راز شناخته شده، پرداخته است.

شبه جزیره کره در طول تاریخ دور و دراز خود خاستگاه طوایف، پادشاهی‌ها و خاندان‌های مختلفی بوده و در تعامل با اقوام و کشورهای همجوار فرهنگ و تاریخ آن شکل گرفته است. کره شمالی امروز کشوری مرموز و اسرارآمیز شناخته می‌شود و همین موضوع کنجکاوی همگان را برای شناخت آن برانگیخته است.

اما شناخت کره امروز بدون آشنایی با تاریخ و گذشته آن امکان‌پذیر نیست. تاریخ کره از میان افسانه‌ها سر بر می‌آورد و با گذر از دوران تاریخی پادشاهی‌ها وسلسله‌ها به دوران معاصر می‌رسد که با خاندان کیم پیوند می‌خورد: «خاندان رهبران»، که با قدرت و سلطه تمام بیش از نیم قرن است که بر کره شمالی فرمان می‌رانند.

انتشارات ققنوس این کتاب را در 104 صفحه 25 هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...