«ادبیات و تاریخ‌نگاری آن» نوشته طه حسین با ترجمه موسی اسوار منتشر شد.

«ادبیات و تاریخ‌نگاری آن طه حسین

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۸۲ صفحه و با قیمت ۲۰ هزار تومان در نشر هرمس راهی بازار کتاب شده است.

در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: این کتاب شامل گفتارهایی است که طه حسین در سال ۱۹۲۷، درباره ادب جاهلی نوشته است. منظور و هدف او از نوشتن این گفتار، نقد روش‌های مرسوم و متعارف در تالیف و تدریس تاریخ ادبیات مصر در زمان او بوده است. این نقد از جهت تاکید بر صحیح‌ترین روش‌های پژوهش در تاریخ‌نگاری ادبیات و اقتضائات علمی آن و لزوم پرهیز از آسان‌پنداری در تدریس و تدوین تاریخ ادب، روشنگر و راهگشاست.

این کتاب ۹ گفتار دارد؛ «درس ادبیات در مصر»، «راه و روش اصلاح»، «فرهنگ و درس ادبیات»، «ادبیات»، «رابطه ادبیات و تاریخ ادبیات»، «ادبیات انشایی و ادبیات توصیفی»، «معیارهای تاریخ ادبی (معیار سیاسی، معیار علمی، معیار ادبی)»، «تاریخ‌نگاریِ ادبیات عربی کی دست خواهد داد؟» و «آزادی و ادبیات».

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...