«قحطی سرخ» [Red famine: stalin's war on ukraine] نوشته آن اپلبوم [Anne Applebaum] منتشر شد.

قحطی سرخ» [Red famine: stalin's war on ukraine] آن اپلبوم [Anne Applebaum]

به گزارش کتاب نیوز، نسخه اصلی کتاب «قحطی سرخ» در سال 2017 منتشر شد و اکنون با ترجمۀ محمود قلی پور و توسط نشر ثالث به فارسی زبانان ارائه شده است.

آن اپلبوم(1964- ) تاریخ‌نگار، نویسنده، و روزنامه‌نگار اهل ایالات متحده آمریکاست. او از دانش‌آموختگان کالج سنت‌آنتونی آکسفورد است.

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

تمرکز اصلی کتاب روی این مسائل است: بین سال‌های 1917 تا 1934 واقعاً چه بر سر اوکراین آمده است؟ به طور خاص چه اتفاقی در پاییز، زمستان و بهار 1932 و 1933 روی داد؟ چه تفکر و سلسله رویدادهایی منجر به قحطی فراگیر در این منطقه شد؟ چه کسی مسئول آن است؟ و در نهایت این واقعۀ وحشتناک چه جایگاهی در تاریخ اوکراین و جنبش ملی این کشور دارد؟

همچنین بسیار مهم است که بدانیم بعد از آن چه شد. شوروی‌سازی اوکراین نه با قحطی آغاز شد و نه با آن پایان یافت. دستگیری روشنفکران و رهبران اوکراینی تا سال‌های پایانی دهۀ 1930 ادامه داشت. بیش از نیم قرن پس از آن، رهبران شوروی یکی پس از دیگری همچنان به خشونت علیه ملی‌گرایی اوکراینی، در هر شکلی که رخ می‌نمود (چه به شکل شورش در دوران پس از جنگ و چه به شکل مخالفت‌های سیاسی در دهۀ 1980) ادامه دادند. در طول این دوران که غالباً شوروی‌سازی بدل به روسی‌سازی شده بود، زبان اوکراینی تنزل یافت و تلاش بسیار شد تا آموزش تاریخ اوکراین متوقف شود.

چاپ اول «قحطی سرخ» نوشته آن اپلبوم در 688 صفحه و قیمت 212 هزارتومان منتشر شده و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...