رمان «فرار کن» [Run away] نوشته هارلن کوبن [Harlan Coben] را نشر آموت منتشر کرد.

فرار کن» [Run away]  هارلن کوبن [Harlan Coben]

به گزارش کتاب نیوز، رمان «فرار کن» که با ترجمه محدثه احمدی منتشر شده است؛ از رازی بزرگ پس از سی سال پرده برمی‌دارد.

هارلن کوبن (1962- ) نویسنده ای آمریکایی است که رمان‌هایی در سبک معمایی و مهیج کار می‌نویسند. در داستان‌های او معمولاً به رویدادها، قتل یا تصادف‌های مهیب گذشته اشاره می‌شود. در میان کارهای او، دو مجموعه وجود دارد که هرکدام یک شخصیت اصلی ثابت دارند و ماجراها در نیویورک و نیوجرسی رخ می‌دهند. از طرفی بعضی شخصیت‌ها در میان رمان‌هایش مشترک هستند.

محدثه احمدی مترجم کتاب در معرفی این اثر گفته است: طی سال‌های اخیر کم‌کم به ژانر معمایی علاقه‌مند شدم و در این بین با کتاب‌های هارلن کوبن نیز آشنا شدم و حدود ۷۰ درصد آثار او را خواندم و کتاب‌ها و موضوعات مختلف آن را دوست داشتم و به همین دلیل یکی از کتاب‌های او را به نام «جنگل» ترجمه کردم که در نشر آموت به چاپ رسید. کتاب «فرار کن» علاوه بر بحث جنایی و معمایی، درون‌مایه‌ای خانوادگی هم داشت که برایم جالب بود و تصمیم بر ترجمه کتاب گرفتم.

او درباره فرمول خاص داستان‌های هارلن کوبن عنوان کرد: هارلن کوبن معمولا برای روایت داستان‌هایش یک فرمول خاص دارد و این است که در داستان یک معمایی کشف می‌شود که به زمان‌های قدیم‌ مربوط است و بعد از این‌همه سال این راز برملا و همین امر موجب می‌شود یک‌‌سری اتفاقات و رازهای قدیمی دیگر هم برای حل مساله مطرح شوند.
در کتاب «فرار کن» هم‌ باتوجه به همین فرمول، ماجرا به ۲۰ – ۳۰ سال پیش بازمی‌گردد که یک‌سری اتفافات باعث می‌شود این راز زنده شود و روی زندگی الان افراد مختلف تاثیر بگذارد. همچنین علاوه‌بر جنبه‌های جنایی داستان و قتل‌هایی که در آن رخ می‌دهد بحث اعتیاد، فرزندمحوری و روابط زناشویی هم‌ در کتاب مطرح شده است و حتی گذری به مسایل سیاسی و مذهبی هم داشته است.

«فرار کن» نوشته هارلن کوبن در 488 صفحه و قیمت 122هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...