ادبیات پلیسی جهان با حضور کاوه میر عباسی در رادیو گفت و گو بررسی می‌شود. 
    
به گزارش کتاب‌نیوز به نقل از روابط عمومی شبکه رادیویی گفت و گو، بررسی تاریخ ادبیات پلیسی جهان از آغاز پیدایش گونه در داستان‌نویسی تا شرایط معاصر موضوع برنامه "گفتنی‌های هنر" است که یکشنبه 10 تیر ماه ساعت 23 از شبکه گفت و گو پخش می‌شود.

بنابر این گزارش، داود نقلانی، سردبیر و کارشناس مجری برنامه "گفتنی‌های هنر" با موضوع ادبیات درباره روند برنامه گفت: «در این برنامه با بررسی آثار ادگار آلن پو (1842 میلادی ) که اولین نویسنده داستان‌های پلیسی است، آغاز می‌کنیم و در گفت و گو با کاوه میرعباسی تا شیوه‌های نوین پلیسی نویسی در بعد از جنگ جهانی دوم و آثار نویسندگانی همچون "ریموند چندلر" و "پاتیرشیاهای اسمیت" پیش می‌رویم.

وی افزود: «در ادامه بررسی این موضوع و در برنامه هفته آینده که 17 تیر ماه از شبکه گفت و گو پخش می‌شود نیز تاریخچه‌ای از تاثیر این نوع داستان‌نویسی در ایران را بررسی و مورد توجه قرار می‌دهیم. این برنامه را که شهریار کرمی در مدت زمان 45 تهیه می‌کند روی موج اف.ام ردیف9/103 مگاهرتز شنیده می‌شود.»

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...