مریم نفیسی راد از چاپ رمان خود با عنوان «فیلی در اتاق» توسط انتشارات پایتخت خبر داد.

مریم نفیسی راد فیلی در اتاق

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مریم نفیسی راد مترجم و داستان‌نویس، درباره کتاب خود که با عنوان «فیلی در اتاق» منتشر شده، گفت: این‌رمان به‌تازگی توسط انتشارات پایتخت منتشر شده و رمانی لایه‌دار است. این‌داستان ۸۰۸ صفحه‌ای ساختار خطی ندارد و در ۱۰ فصل نوشته شده است.

وی افزود: این‌رمان را به سبک سیال ذهن نوشته‌ام و داستانش با جلسه گفتگوی یک وکیل و موکل باهوشش در اتاق ملاقات زندان آغاز می‌شود. این‌دو درباره پروژه‌ای فوق‌محرمانه به‌نام «فیل» گفتگو می‌کنند که فقط ۷ نفر در کل جهان از آن خبر دارند. پروژه فیل، راهکاری برای صلح جهانی است. در رمان «فیلی در اتاق» به مفاهیم مدیریتی، علمی، روان‌شناسی مدرن، موضوعات اجتماعی، مفهوم زمان، عشق، توجه، خانواده، سوءتفاهم، جنگ، داشتن ایدئولوژی، کمال‌گرایی، صلح‌جویی، دنیاهای موازی، سرمازیستی، نانو ربات‌ها، عمل‌کرد انتخابی سلاح‌ها، طاعون جدید قرن و قرنطینه، علوم رایانه، دراگ دلیوری، بال پروانه، دژاوو، خودهیپنوتیزمی و… پرداخته‌ام.

این‌مترجم در ادامه گفت: در این‌داستان از یک شرکت فعال در امور شیمیایی به‌نام الفارماکم صحبت می‌شود که کنترل انواع و اقسام داروهای نایاب دنیا را در دست دارد و آن‌ها را در دسترس عموم مردم قرار نمی‌دهد. این‌شرکت برای کسب قدرت و ثروت بیشتر، سلاح‌های بیولوژیک می‌سازد و بیماری‌هایی را شیوع می‌دهد تا در ازای دریافت مبالغ کلان، واکسن درمان‌شان را در اختیار قرار دهد.

نفیسی‌راد گفت: شخصیت اصلی داستان «فیلی در اتاق» دختری به نام ماریا تریبیانی یا مریم رادمهر است که از پدر خود می‌شنود صاحب کارخانه‌ای که مریم در آن مشغول به کار است، از مواد اولیه ساخت قرص استامینافن_ کدئین برای ساخت شیشه استفاده می‌کند. با پیش‌روی داستان مریم متوجه می‌شود فلج‌شدن پدرش به این‌دلیل بوده که سعی کرده مانع مسئولان کارخانه در اعمال غیرانسانی‌شان شود. در نتیجه مریم برای انتقام راهی مقر اصلی شرکت الفارمارکم در نیویورک می‌شود...

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

«پدر تو لفافه بهمون گفت که سکته‌ش طبیعی نبوده، یکهویی مقدار زیادی سم وارد بدنش شده. بی‌خیال ماریا جان. = بهتره خودمون رو قاتی این مسائل نکنیم.» پرسید: «مُرد؟» امره گفت: «نه، اما سم به گونه‌ای طراحی شده که تا ماه دیگه تمام کنه.» پرسید: «مگه هم‌چین چیزی امکان داره؟» امره جواب داد: «دو تن از شرکاء دیگه‌ی الفارماکِم این سم تو خون‌شون شناسایی شده.» پرسید: «الفارماکم؟ واو. شرکت بزرگیه؛ برا شغل ارشد آزمایشگاه کنترل کیفی می‌خوام بعد از ارشدم درخواست بدم. پدرت با همین شرکت کار می‌کنه؟» امره تأیید کرد. «یعنی شرکت به این بزرگی نمی‌تونه پادزهری برای این زهر بسازه؟» امره گفت: «تا حالا که نتونسته…»

این‌کتاب با ۸۰۸ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۸۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...