داستان بلند «تابلوی پوست و استخوان» نوشته علی شاهمرادی از سوی نشر خزه منتشر شد.

تابلوی پوست و استخوان علی شاهمرادی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، شاهمرادی در این کتاب، قصه درهم‌تنیده چند نسل را در روایتی موازی بیان می‌کند که گاهی مبتنی بر اتفاقاتی واقعی است و گاهی آمیخته با خیال.

این داستان بلند، یک راوی در زمان امروز دارد که قصه سه نسل را که تقدیر سخت و پردردشان بی‌ارتباط به هم نیست، بریده‌بریده تعریف می‌کند. درآمد هر فصل جمله‌ای از یک متن کهن است که ارتباط معنایی با آن فصل دارد. یکی از عناصر اصلی پیش‌برنده در «تابلوی پوست و استخوان»، عنصر زمان است که برای یکی از شخصیت‌های قصه، ناخواسته اهمیتی حیاتی پیدا کرده است.

از شاهمرادی نویسنده این اثر، پیشتر در زمینه ترجمه‌ شعر و داستان کتاب‌های متعددی در نشرهای مختلف به چاپ رسیده که سه عنوان از آنها در نشر خزه بوده است: رمان‌های «وقتی که او رفت» (لیزا جوئل)، «منطق عشق» (تامارا وبر) و «می‌خواستم فرشته باشم» (ملینا مارچتا).

«تابلوی پوست و استخوان» در ۱۰۸ صفحه و با بهای ۳۰ هزار تومان به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...