رمان «طف‌نامه» تازه‌ترین اثر مصطفی جمشیدی از سوی انتشارات شهرستان ادب منتشر شد.

طف‌نامه مصطفی جمشیدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ بن‌مایه اصلی رمان «طف نامه» پیاده‌روی اربعین است و البته روایت‌هایی از سالهای دفاع مقدس را نیز به همراه دارد. نگاهی تازه به واقعه‌ عاشورا و حمله یزیدیان به سپاه امام حسین علیه‌السلام، جمشیدی با رویکردی مدرن به توصیف و روایت این داستان پرداخته است.
این رمان ـ سفرنامه که 150 صفحه است، از راهپیمایی اربعین از داخل ایران آغاز و تا مرز، و سپس تا عراق ادامه‌ پیدا می‌کند. روایت‌گر این داستان یک صورت اساطیری و رازگونه دارد که در منطق داستان مدام اشکار و پنهان می‌شود. همچنین شخصیت «زید» روایتی از حبیب ابن مظاهر و ماجرای کربلا را بیان می‌کند

از جمله آثار مصطفی جمشیدی می توان به رمان‌های لغات میغ، سونات عدن، خود نوشت و بوفاری اشاره کرد که «لغات میغ» یکی از پنج کاندیدای کتاب سال جایزه ادبیات متفاوت در سال 83 بوده است.

از نوشته‌‌های این نویسنده دو رمان «سراب و سمرقند» و «الهامات پیرامون زندگی آقای غ» از انتشارات شهرستان ادب منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...