کتاب «زنان در زمانه استالین» [Woman in the stalin era] تالیف ملانی ایلیچ [Melanie Ilič] و ترجمه سمیه طباطبایی از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه راهی بازار نشر شد.

زنان در زمانه استالین» [Woman in the stalin era] تالیف ملانی ایلیچ [Melanie Ilič]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، تاریخ رسمی اتحاد جماهیر شوروی از بالندگی زنان در روزگار استالین (۱۹۵۳-۱۹۲۴) حکایت می‌کند؛ زنانی که در پی رشد پرولتاریا به طبقه کارگر پیوستند و منزلتی در خور برای خود رقم زدند. روایت رسمی از ظهور زن قهرمان نوین سخن می‌گوید؛ کسی که در مزرعه تراکتور می‌راند، در کارخانه با ابزار صنعتی کار می‌کند، در حوزه فرهنگ کنشگر اجتماعی است و در خانه همسر و مادری نمونه است. حزب کمونیست از آزادی زنان و برابری جنسیتی دم می‌زد و برای برآوردن این هدف، ژنوتدل (بخش زنان حزب) را تأسیس کرد ولی با قدرت گرفتن استالین، بساط این بخش برچیده شد. با این ادعا که اهداف پیش‌گفته محقق شده و زنان شوروی دیگر آزاد شده و به برابری با مردان دست یافته‌اند؛ آیا چنین بود؟ پژوهش‌های این کتاب در پی پاسخ به این پرسش هستند؛ به دنبال ترسیم واقعیت زندگی زنان در زمانه استالین. هر پژوهش به گوشه‌ای از زیست فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی زنان می‌پردازد تا روشن کند روایت رسمی، روایتی مردانه است که واقعیت را دیگرگون نشان می‌دهد.

رویکرد اصلی تمام مقالات کتاب «زنان در زمانه استالین» نور تاباندن بر تاریک جاهای تاریخ رسمی روسیه شوروی، خصوصاً روسیه دوران استالین یعنی دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ تاریخ، روسیه است. به بیانی این کتاب درباره پشت پرده شعارها و روایت‌ها و گزارش‌ها و تصاویر رسمی روسیه شوروی درباره آزادی زنان و برابری جنسیتی در عصر استالین است. نویسندگان مقالات کتاب زنان در زمانه «استالین» در این مقالات به جایگاه و نقش واقعی زنان در خانه و خانواده و محیط کار در روسیه دوره استالین می‌پردازند و نشان می‌دهند که چه تفاوتی میان آنچه به صورت شعاری و ایدئولوژیک در مطبوعات و ادبیات و هنر و تبلیغات رسمی درباره زنان آزاد شوروی و برابریشان با مردان ارائه می‌شد و واقعیت جاری و ساری در روسیه استالینی وجود داشته است و پشت تصاویر تبلیغی خوش رنگ و لعاب از آزادی زنان روسیه در دوره استالین و نقش و حضور قهرمانانه آنها در خانه و کارخانه و زمین‌های کشاورزی و میدان جنگ چه واقعیت هولناک و اسفبار و ناخوشایندی وجود داشته است.

کتاب «زنان در زمانه استالین» با ۳۲۸ صفحه و بهای ۳۳۰ هزار تومان توسط بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...