کتاب «روایت و ذهن نویسا» به قلم کورش علیانی و توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد.

روایت و ذهن نویسا» به قلم کورش علیانی

به گزارش کتاب نیوز، علیانی در این کتاب می‌کوشد تا در مورد مفهوم روایت و کارکردهای آن شرحی جدید به دست بدهد. به زعم نویسنده، روایت یک فرآیند شناختی است نه یک محصول زبانی و روایت را با تصویرها می‌سازیم نه با واژه‌ها.

کتاب «روایت و ذهن نویسا» در 8 فصل و 5 ضمیمه تنظیم شده است. «چرا روایت مهم است؟»؛ «روایت چیست؟»؛ «روایت چه طور پدید می‌آید و ذهن چطور کار می‌کند؟»؛ «خیال، واقعیت، جعل و خیالینگی»؛ «باورهای ما را روایت‌ها می‌سازند» و ... عناوین برخی از فصول کتابند.

عناوین پنج یادداشت یا ضمیمه کتاب هم عبارتند از: درباره اطلاعات ضمنی در روایت، درباره تأثیر و تأثر مخاطب، راوی و روایت؛ درباره روایت شاهدان عینی؛ درباره نسبت ادبیات و روایت و درباره نسبت ذهن، جهان و روایت.

کتاب «روایت و ذهن نویسا» نوشته کورش علیانی در 248 صفحه و با قیمت 28هزار تومان توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...