داستانی پلیسی «در اعماق آب» [Deep water] نوشته پیتر کوریس [Peter Corris] با ترجمه فریدالدین سلیمانی از سوی نشر قطره منتشر شد.

در اعماق آب» [Deep water]  پیتر کوریس [Peter Corris]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این کتاب که سی‌وسومین شماره از داستان‌های ادبیات پلیسی این نشر به شمار می‌آید، برای نخستین‌بار در سال 2009 منتشر شده است.

در پشت جلد کتاب آمده است: «کلیف هاردی، کارآگاه خصوصی سابق، بر اثر سکته قلبی در بیمارستانی در آمریکا بستری شده است. او در بیمارستان با پرستار مارگارت مک‌کینلی ملاقات می‌کند که نگران پدرش است؛ دکتر هنری مک‌کینلی، زمین‌شناس مطرح استرالیایی، مدتی است ناپدید شده. مارگارت از کلیف هاردی تقاضا می‌کند تحقیقات درباره‌ی ناپدیدشدن پدرش را برعهده بگیرد. هاردی به استرالیا برمی‌گردد و متوجه می‌شود پرونده‌ی مک‌کینلی بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد. او درگیر پروژه‌ای تحقیقاتی بوده که ردپای شرکت‌های تحقیقاتی بزرگ، گالری‌های هنری و حتی دولت استرالیا در آن میان به چشم می‌آید. آیا هنری مک‌کینلی به قتل رسیده یا در گوشه‌ای امن مخفی شده؟ کلیف هاردی به دنبال حل این معما به هر دری می‌زند، هرچند مجوز کارآگاهی‌اش مدت‌هاست که باطل شده است.»

پیتر روبرت کوریس نویسنده داستان‌های تاریخی و جنایی، مورخ و روزنامه‌نگار در 8 مه سال 1942 در استرالیا به دنیا آمد. داستان‌های جنایی بسیاری از او منتشر شده است که رمان‌های کلیف هاردی از شاخص‌ترین آن‌هاست و به همین‌خاطر او را با عنوان «پدرخوانده جنایت‌نویسی معاصر استرالیا» توصیف می‌کنند. کوریس 30 آگوست سال 2018 از دنیا رفت.

«شرلوک هلمز و نجیب‌زاده‌ی بی‌همتا» و «پنج تک‌گویی برای زنان» از دیگر آثار منتشرشده فریدالدین سلیمانی در حوزه ترجمه به شمار می‌آید.

رمان «در اعماق آب» نوشته پیتر کوریس، در 224 صفحه، به قیمت 50 هزار تومان، در قطع رقعی، جلد شومیز و با ترجمه فریدالدین سلیمانی، از سوی نشر قطره به بازار کتاب آمد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...