رمان «تو را ‌در ‌بازی‌ کشتند» [The Westing game] نوشته الن راسکین [Ellen Raskin] با ترجمه آیدا پورنگ‌فر توسط نشر خزه منتشر و راهی بازار نشر شد.

تو را ‌در ‌بازی‌ کشتند [The Westing game] الن راسکین [Ellen Raskin

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این رمان سومین کتابی است که نشر خزه در قالب مجموعه‌ «کلاسیک‌های مدرن» منتشر می‌کند.

الن راسکین، نویسنده این‌کتاب، چهره‌ای مشهور و تثبیت‌شده در ادبیات آمریکاست. اما با انتشار این رمان بود که ناگهان به شهرتی جهانی رسید. «تو را ‌در ‌بازی‌کشتند» ۶ سال پیش از مرگ راسکین، در سال ۱۹۷۸ منتشر شد و همان‌سال، جایزه‌ بوستون گلوب/هورن بوک را از آن خود کرد. سال بعد هم مدال جان نیوبری را به دست آورد. این‌کتاب همچنین در سال ۱۹۸۱ نامزد نهایی جایزه‌ کتاب ملی شد. «تو را ‌در ‌بازی‌کشتند» به‌عنوان آخرین و محبوب‌ترین کتاب راسکین، اولین اثر اوست که پس از ۴۲ سال به فارسی ترجمه و منتشر شده است.

داستان این‌کتاب از این‌قرار است که مرده‌ای ثروتمند سال‌ها پس از مرگ به دنیای زندگان بازمی‌گردد تا خودش ناظر بر اجرای وصیت‌نامه‌اش باشد. او ۱۶ وارث را برمی‌گزیند و معمایی را طرح می‌کند که هرکدام بتوانند راز معمای او را بگشایند، صاحب ثروت هنگفتش می‌شوند. این، سرآغاز ماجراهایی است رازآلود و تودرتو؛ ماجراهایی که سرشار از تعلیق، فانتزی و بازی‌های کلامی و زبانی عجیب و غریب‌اند. این‌مسائل، روساخت رمان «تو را ‌در ‌بازی‌کشتند» به شمار می‌آید و در لایه‌های زیرین آن، فضیلت‌ها و رذیلت‌های انسانی در قالب داستانی معمایی طرح می‌شود.

این‌کتاب با ۲۶۴ صفحه و قیمت ۳۵ هزار تومان منتشر شده است.

به‌زودی رمان «مادر پسر» نوشته فرانسوا موریاک با ترجمه کاوه میرعباسی به‌عنوان چهارمین کتاب مجموعه «کلاسیک‌های مدرن» توسط این‌ناشر به چاپ می‌رسد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...