با انتخاب «مارتا ولز» [Martha Wells] به عنوان برنده جایزه اصلی «هوگو» [Hugo award 2021] زنان برای چندمین سال متوالی این جایزه ادبی را به خود اختصاص دادند.

مارتا ولز» [Martha Wells] اثر شبکه» [Network Effect]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، «ولز» امسال موفق شد جایزه بهترین رمان را برای «اثر شبکه» [Network Effect] و جایزه بهترین مجموعه را برای «خاطرات ربات‌ قاتل» [The Murderbot Diaries] به خود اختصاص دهد. «اثر شبکه» و رمان‌های پیشین مرتبط با آن داستان یک ربات مخصوص آدم‌کشی را روایت می‌کند که با به وجود آمدن ویژگی‌ها و رفتارهای انسانی ترجیح می‌دهد وقت خود را با دوستانش و تماشا کردن تلویزیون بگذراند تا این‌که ماموریت‌هایی را که برایش تعریف شده بودند انجام دهد.

این ششمین سالی است که یک زن برنده بهترین رمان «هوگو» می‌شود. سال گذشته «آرکدی مارتین»، سال ۲۰۱۹ «ماری رابینت» و در سال‌های قبل‌تر «ان کی جمیسین» به عنوان برگزیده معرفی شده بودند.

از زمانی که این جایزه در سال ۱۹۵۳ تاسیس شد تا سال ۱۹۷۰ هیچ زنی موفق به کسب جایزه بهترین رمان «هوگو» نشده بود. در آن سال «اورسلا لو گویین» برای «دست چپ تاریکی» به عنوان برگزیده انتخاب شد.

امسال جایزه بهترین داستان کوتاه «هوگو» به «تی کینگ‌فیشر» برای «خون شبیه به فلز در تاریکی» اهدا شد.

«هوگو» از مهم‌ترین جوایز علمی - تخیلی جهان به حساب می‌آید که از سال ۱۹۵۳ به صورت سالانه آثار داستانی و فانتزی را که به زبان انگلیسی به نگارش درآمده‌اند مورد توجه قرار می‌دهد. این جایزه به نام «هوگو گونزبک» [Hugo Gernsback] بنیان‌گذار مجله علمی - ‌تخیلی «داستان‌های شگفت‌انگیز» و ثبت‌کننده‌ ترکیب «علمی - ‌تخیلی» نام‌گذاری شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...