کتاب «پادشاهی بریتانیا؛ از آغاز تا به امروز» [The British monarchy : the changing role of the royal family] نوشته نیکول هورنینگ [Nicole Horning] با ترجمه پریسا صیادی توسط انتشارات ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شد.

پادشاهی بریتانیا؛ از آغاز تا به امروز» [The British monarchy : the changing role of the royal family]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب هشتادوششمین عنوان از مجموعه «تاریخ جهان» است که این‌ناشر چاپ می‌کند و نسخه اصلی آن، سال ۲۰۲۰ توسط انتشارات لوسنت منتشر شده است.

کتاب‌های «مجموعه تاریخ جهان» برای عرضه چشم اندازی گسترده و ژرف از سیر تاریخ منتشر می‌شوند. این‌مجموعه زمینه‌های فرهنگی رخدادهای تاریخی، اندیشه‌های سیاسی، فرهنگی و فلسفه‌های تاثیرگذار را در گذر تمدن بین‌النهرین، مصر باستان، یونان، روم، اروپای قرون وسطی و ... معرفی می‌کند.

«انگلستان عصر ویکتوریا» و «انگلستان عصر الیزابت» دو کتاب دیگری هستند که همزمان با این‌کتاب در قالب همین‌مجموعه منتشر و راهی بازار نشر شده‌اند.

تاریخ آغاز پادشاهی بریتانیا ریشه در سال‌های قرون وسطی و فرمانروایی آلفرد کبیر دارد. آلفرد وایکینگ‌هایی را که به انگلستان یورش آوردند شکست داد و پس از این‌پیروزی، اقدام به اعمال اصلاحات کرد. او به خاطر همین‌پیروزی‌ها و موفقیت‌ها بین پادشاه و ملکه‌های تاریخ انگلستان، لقب «کبیر» گرفته است.

کتاب «پادشاهی بریتانیا؛ از آغاز تا به امروز» به مرور رویدادهای تاریخی پادشاهی انگلستان از ابتدا تا امروزش می‌پردازد. این‌نظام حکومتی، در حال حاضر مشروطه سلطنتی است. یعنی تصمیمات سیاسی توسط مقاماتی که با رای مردم انتخاب شده‌اند، اتخاذ می‌شوند و ملکه یا پادشاهی که در راس حکومت قرار دارد، به‌گفته انگلیسی‌ها یک مقام تشریفاتی است و با مشورت پارلمان و مقامات سیاسی تصمیم‌گیری می‌کند. وضعیت فعلی حکومت در انگلستان، به گفته مردم این‌کشور نتیجه تغییرات دوره‌های مختلف تاریخی و اجتماعی در این‌کشور است.

کتاب پیش‌رو، به‌جز دو بخش اول «رویدادهای مهم پادشاهی بریتانیا» و «پیشگفتار: تعلق خاطر به سنت»، دربرگیرنده ۶ فصل اصلی است که به این‌ترتیب‌اند: «پادشاهی در انگلستان قرون وسطی»، «جنگ گُل‌ها»، «خاندان تودور»، «خاندان استوارت»، «خاندان هانوور» و «خاندان ساکس-کوبورگ-گوتا». پس از این ۶ فصل هم «سخن پایانی: خاندان ویندزور» آمده است.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

جیمز در میان پادشاهان اروپایی از پیشگامان حمایت از حق الهی پادشاهان بود، اعتقادی مبنی بر این‌که خداوند پادشاهان را برای حکمرانی برمی‌گزیند، و از این رو پادشاهان فقط در برابر خدا پاسخگو هستند نه هیچ‌کس دیگر. با این حال جیمز بیشتر به سبب ترجمه و انطباق کتاب مقدس با نسخه‌ای که به «نسخه شاه جیمز» معروف است و در سال ۱۶۱۱ منتشر شد مشهور است.
اداره دو پادشاهی تاوان سنگینی برای جیمز داشت. پسر بزرگ او به نام هنری، معروف به پرنس ولز، در سال ۱۶۱۲ درگذشت و پسر کوچک‌تر جیمز به نام چارلز ولیعهد او شد. جیمز پیش از مرگش در ۲۷ مارس ۱۶۲۵ درباره قدرت فزاینده پارلمان و نیز خطرهایی که در کمین پسرش در مقام پادشاه بود هشدار داد. اما چارلز گوش شنوایی برای نصیحت او نداشت.

برگزیده خدا
چارلز اول هم مثل پدرش معتقد بود خداوند او را به پادشاهی برگزیده است و بنابراین حاضر نبود هیچ قدرت دنیوی‌ای بر او سلطه داشته باشد. این نگرش او را در سراسر دوران سلطنتش به دردسر انداخت.
چارلز سه سال اول سلطنتش را در جنگ بود، ابتدا با اسپانیا و سپس فرانسه، این جنگ‌ها تا حد زیادی به دلیل جنگ‌طلبی‌های دوک باکینگهام بود. دوک که از دوستان نزدیک و مشاور جیمز اول بود در دوران چارلز هم در مقامش باقی ماند و موجب لشکرکشی‌ها و جنگ‌های پرهزینه و بیهوده‌ای شد که نتیجه‌اش شکست انگلستان بود.
هرجنگی که درمی‌گرفت چارلز ناچار بود از پارلمان پول بیشتری درخواست کند، و او هم مانند پدرش معمولا با جواب منفی پارلمان مواجه می‌شد، عمدتا به این دلیل که دوک باکینگهام منفور بود.
اما قتل دوک هم در سال ۱۶۲۸ تاثیری در بهبود روابط چارلز با پارلمان نداشت. در عوض چارلز به جای رایزنی با مشاوران پروتستانش به طور فزاینده‌ای تحت تاثیر همسر فرانسوی‌اش هنریتا مریا قرار گرفت. او همچنان پول بیشتری مطالبه می‌کرد و حاضر نبود نظرهای مخالف را بشنود. چارلز که از درگیری با پارلمان خسته شده بود و خود را برگزیده خدا می‌دانست در مارس ۱۶۲۹ پارلمان را منحل کرد و به مدت ده سال بدون پارلمان فرمانروایی کرد.

این‌کتاب با ۱۲۰ صفحه مصور، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۶۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...