مجموعه‌ای از طنزها و یادداشت‌های «اومبرتو اکو» با عنوان «چگونه با ماهی قزل‌آلا سفر کنیم؟» [Come viaggiare con un salmone] با ترجمه غلامرضا امامی از سوی نشر کتاب کوچه به فارسی منتشر شد.

اومبرتو اکو چگونه با ماهی قزل‌آلا سفر کنیم؟ [Come viaggiare con un salmone]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، مجموعه‌ای از طنزها و یادداشت‌های «اومبرتو اکو» با عنوان «چگونه با ماهی قزل‌آلا سفر کنیم؟» با ترجمه غلامرضا امامی از سوی نشر کتاب کوچه به فارسی منتشر شد.

این یادداشت‌ها با عناوینی مانند: «چگونه در برابر هرج‌ومرج رسانه‌ای دوام بیاوریم؟»، «چگونه به چهره‌های آشنا واکنش نشان دهیم؟»، «چگونه از قهوه‌جوش لعنتی استفاده کنیم؟»، «چگونه تعطیلاتی فاخر داشته باشیم؟»، «چگونه از آینده به گذشته برگردیم؟»، «چگونه در مورد فوتبال حرف نزنیم؟» و... در این کتاب جمع‌آوری و منتشر شده‌اند.

«چگونه با ماهی قزل‌آلا سفر کنیم؟» شاهکار اومبرتو اکو نویسنده نامی جهانی است که بارها به بسیاری از زبان‌ها ترجمه شده و به چاپ رسیده است.

او با نگاهی کنجکاو و دقیق، با زبانی روان و رسا چون آیینه‌ای، دوران مدرن را می‌نمایاند و به بررسی عصر کامپیوتر، اینترنت، موبایل، تلویزیون و... می‌پردازد.

با خواندن طنزها، لبخندی بر لب می‌نشیند و رویاروی اندیشه و دل و دیده دریچه‌های تازه گشوده می‌شود.

«چگونه با ماهی قزل‌آلا سفر کنیم؟» از زبان اصلی -ایتالیایی- با اجازه ناشر ترجمه و نشر می‌یابد.

از این نویسنده و مترجم، پیش از این کتاب‌های «سه قصه» و «فاشیسم ابدی» هم به فارسی منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

قدرت در هر زمان و مکان نقاب‌هایی مسخ‌شده از چهره‌ی دین می‌سازد و آن را به‌عنوان دین عرضه می‌کند تا ستم خویش را مشروع جلوه دهد... نشان می‌دهد که خوانش ایدئولوژیک از حاکمیت چگونه بر دیدگاه اسلام‌گرایانی همچون ابوالاعلی مودودی و سید قطب تاثیر گذاشته است... بسیاری از حاکمان از شعار «اطاعت از اولی‌الامر» استفاده می‌کنند و افراد جامعه را سرکوب و آزادی آن‌ها را سلب می‌کنند... معترضان از عثمان خواستند که ترک حکومت کند، اما او نپذیرفت و به‌جای حل اعتراضات از طریق دموکراتیک دست به خشونت زد ...
انسان را به نظاره‌ی شاعرانه‌ی اشیا در درونی‌ترین زندگی آنها می‌برد... اراده‌ی خدا را جانشین اراده‌ی خویش می‌کند، و به همین سبب، استقلال مطلق در برابر خلق و وارستگی در برابر اشیا پیدا می‌کند؛ دیگر خلق و اشیا را برای خودشان دوست می‌دارد؛ همان‌گونه که خدا آنها را دوست می‌دارد... انسان به عنوان آفریده‌ی عشق مرکز آزادی است و مغرورانه در برابر خدا و سراسر جهان هستی می‌ایستد. عمق درون او را تنها خدا می‌تواند بخواند! ...
گراس برای تک‌تک سال‌های یک قرن، داستانی به وجود آورده است... از اتفاقات بزرگ و گاه رویدادهای به نظر بی‌اهمیت تا تحولات فنی و اکتشافات علم و تکنولوژی، خودبزرگ‌بینی انسان‌ها، شکنجه و کشتار و در نهایت، شروع‌های دوباره... طوری به جنگ جهانی نگاه می‌کنند که انگار دارند درباره یک بازی فوتبال حرف می‌زنند...دلسردی چپ‌ها از تئودور آدورنو، تیراندازی به رودی دوچکه، محرک جنبش دانشجویی آلمان، ملاقات پل سلان و مارتین هایدگر ...
اکنون می‌توانند در زندگی زمینی خود تأمل کنند، گناهان و خطاهای خود را خود داوری کنند... نخست غرور است و حسد و خشم؛ در پی آنها تنبلی، خست، شکم‌پرستی و شهوت‌رانی... خدا دل‌هایی را که میان خود برادرند برکت می‌دهد. این راز ارواح است که زندگی آنها عین زندگی خداست... رفیق نوش‌خواری‌ها و سرگردانی‌های خود را ملاقات می‌کند. هردو، خوشحال از بازیافتن یکدیگر، از گذشته‌ی مشترک خود یاد می‌کنند ...
نابرابری به فلسفه سیاسی ربط پیدا می‌کند و فلسفه سیاسی هم با نهادها سروکار دارد. به تعبیر دیگر، مخاطب اسکنلن نهادها هستند و در میان نهادها مهم‌ترین آن دولت است... نابرابری‌های مبتنی بر نظام‌ کاستی، نژاد، یا جنسیت و ایجاد تفاوت‌های تحقیرآمیز در منزلت ... اگر رسانه‌های عمومی دراختیار عده قلیلی باشد، به این عده میزان کنترل غیرقابل‌قبولی اعطا می‌کند... ثروتمندان بیشتر از دیگران می‌توانند مناصب سیاسی را به دست آورند و بیشتر می‌توانند روی صاحب‌منصبان تاثیر بگذارند ...