مجموعه‌ای از طنزها و یادداشت‌های «اومبرتو اکو» با عنوان «چگونه با ماهی قزل‌آلا سفر کنیم؟» [Come viaggiare con un salmone] با ترجمه غلامرضا امامی از سوی نشر کتاب کوچه به فارسی منتشر شد.

اومبرتو اکو چگونه با ماهی قزل‌آلا سفر کنیم؟ [Come viaggiare con un salmone]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، مجموعه‌ای از طنزها و یادداشت‌های «اومبرتو اکو» با عنوان «چگونه با ماهی قزل‌آلا سفر کنیم؟» با ترجمه غلامرضا امامی از سوی نشر کتاب کوچه به فارسی منتشر شد.

این یادداشت‌ها با عناوینی مانند: «چگونه در برابر هرج‌ومرج رسانه‌ای دوام بیاوریم؟»، «چگونه به چهره‌های آشنا واکنش نشان دهیم؟»، «چگونه از قهوه‌جوش لعنتی استفاده کنیم؟»، «چگونه تعطیلاتی فاخر داشته باشیم؟»، «چگونه از آینده به گذشته برگردیم؟»، «چگونه در مورد فوتبال حرف نزنیم؟» و... در این کتاب جمع‌آوری و منتشر شده‌اند.

«چگونه با ماهی قزل‌آلا سفر کنیم؟» شاهکار اومبرتو اکو نویسنده نامی جهانی است که بارها به بسیاری از زبان‌ها ترجمه شده و به چاپ رسیده است.

او با نگاهی کنجکاو و دقیق، با زبانی روان و رسا چون آیینه‌ای، دوران مدرن را می‌نمایاند و به بررسی عصر کامپیوتر، اینترنت، موبایل، تلویزیون و... می‌پردازد.

با خواندن طنزها، لبخندی بر لب می‌نشیند و رویاروی اندیشه و دل و دیده دریچه‌های تازه گشوده می‌شود.

«چگونه با ماهی قزل‌آلا سفر کنیم؟» از زبان اصلی -ایتالیایی- با اجازه ناشر ترجمه و نشر می‌یابد.

از این نویسنده و مترجم، پیش از این کتاب‌های «سه قصه» و «فاشیسم ابدی» هم به فارسی منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...