مجموعه‌ای از طنزها و یادداشت‌های «اومبرتو اکو» با عنوان «چگونه با ماهی قزل‌آلا سفر کنیم؟» [Come viaggiare con un salmone] با ترجمه غلامرضا امامی از سوی نشر کتاب کوچه به فارسی منتشر شد.

اومبرتو اکو چگونه با ماهی قزل‌آلا سفر کنیم؟ [Come viaggiare con un salmone]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، مجموعه‌ای از طنزها و یادداشت‌های «اومبرتو اکو» با عنوان «چگونه با ماهی قزل‌آلا سفر کنیم؟» با ترجمه غلامرضا امامی از سوی نشر کتاب کوچه به فارسی منتشر شد.

این یادداشت‌ها با عناوینی مانند: «چگونه در برابر هرج‌ومرج رسانه‌ای دوام بیاوریم؟»، «چگونه به چهره‌های آشنا واکنش نشان دهیم؟»، «چگونه از قهوه‌جوش لعنتی استفاده کنیم؟»، «چگونه تعطیلاتی فاخر داشته باشیم؟»، «چگونه از آینده به گذشته برگردیم؟»، «چگونه در مورد فوتبال حرف نزنیم؟» و... در این کتاب جمع‌آوری و منتشر شده‌اند.

«چگونه با ماهی قزل‌آلا سفر کنیم؟» شاهکار اومبرتو اکو نویسنده نامی جهانی است که بارها به بسیاری از زبان‌ها ترجمه شده و به چاپ رسیده است.

او با نگاهی کنجکاو و دقیق، با زبانی روان و رسا چون آیینه‌ای، دوران مدرن را می‌نمایاند و به بررسی عصر کامپیوتر، اینترنت، موبایل، تلویزیون و... می‌پردازد.

با خواندن طنزها، لبخندی بر لب می‌نشیند و رویاروی اندیشه و دل و دیده دریچه‌های تازه گشوده می‌شود.

«چگونه با ماهی قزل‌آلا سفر کنیم؟» از زبان اصلی -ایتالیایی- با اجازه ناشر ترجمه و نشر می‌یابد.

از این نویسنده و مترجم، پیش از این کتاب‌های «سه قصه» و «فاشیسم ابدی» هم به فارسی منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

نازی‌ها در فیلم‌های زندگینامه‌ای‌شان درباره چهره‌هایی چون بیسمارک یا فردریک کبیر وجوهی از شخصیت آنها را پررنگ می‌کردند که یادآور تصویری بود که در رسانه‌ها از هیتلر ساخته بودند... فیلمفارسی‌های روستایی نیمه نخست دهه چهل در تبلیغ اصلاحات ارضی گشاده‌دستند... ساختمان پلاسکو و فروشگاه بزرگ ایران که در فیلم‌های دهه چهل تجدد و مصرف‌گرایی را نمایندگی می‌کنند، در اخلاف دهه پنجاهی آنها وسیله‌ای برای نمایش شکاف طبقاتی‌اند ...
هفته‌هاست که حتی یک ماهی نیامده است که به طعمه‌ی قلاب‌های او دهن بزند، ولی ناامید نمی‌شود و برای بار هشتاد و پنجم راه دریا را در پیش می‌گیرد... وقت ظهر، ماهی بزرگی به قلاب می‌اندازد... ماهی در اعماق حرکت می‌کند و قایق را به دنبال خود می‌کشد...ماهی‌گیر پیر زمزمه می‌کند: «ای ماهی، من دوستت دارم و احترامت می‌گذارم، خیلی احترامت می‌گذارم. ولی تو را خواهم کشت»... ماهی سیمین‌فامْ سرانجام خط‌های ارغوانی پوست خود را بر سطح دریا نشان می‌دهد ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...
نخستین بخش از سه‌گانه‌ پی‌پی جوراب‌بلند در کشتی و پی‌پی جوراب‌بلند در دریاهای جنوب... دخترکی نه‌ساله به تنهایی در خانه‌ای چوبی در وسط باغی خودرو، واقع در یکی از شهرهای کوچک سوئد، زندگی می‌کند... تقریباً یتیم است، زیرا که مادرش مرده است و پدرش در جزیره‌ی دوردستی در آفریقا حکومت می‌کند... با شادی آمیخته به ترس خود را به دست ماجراهای افسارگسیخته‌ای می‌سپارند... برداشت‌های سنتی از تعلیم و تربیت را دگرگون می‌کند ...
شرکت در اعتصابات کارگری، میل به گیاه‌خواری، بستری‌شدن در تیمارستان، تمایلات همجنس‌گرایانه و… وجوه اشتراکی است که تشخیص راوی، اف، پیرمرد منحرف و نیز پیرمردی که سردسته‌ تروریست‌ها خوانده می‌شود را از یکدیگر برای مخاطب با دشواری همراه می‌کند... تصمیم او مبنی بر تطهیر روح خود از طریق خودآزاری جسمی بهانه‌ای می‌شود تا راوی با تعابیر طنزآمیزی چون محراب‌های فسقلی پلاستیکی، صلیب‌های تزیینی، قدیسه تقلبی و زلم‌زیمبوهای مذهبی به تمسخر کلیسا و اربابان آن بپردازد ...