نوعی تأملات لیبرال | شرق


اگرچه اتوپیا بیشتر ایده چپ تلقی می‌شود اما به نظر می‌رسد که راست‌گرایی نیز بری از این ایده نباشد. رابرت نوزیک [Robert Nozick] کتابی را که در سال ۱۹۷۴ انتشار داد، «آنارشی، دولت، اتوپیا» [Anarchy, State, and Utopia] نام‌گذاری کرد و این به‌راستی نامی خیال‌انگیز بود. از طرفی زمان چاپ این کتاب نیز حائز اهمیت است؛ نوزیک این کتاب را سه سال بعد از انتشار کتاب مشهور «نظریه عدالت» اثر جان رالز منتشر کرد و این همان سالی بود که فردریش فون هایک به خاطر دستاوردهای اقتصادی‌اش برنده جایزه نوبل اقتصادی شد.

رابرت نوزیک[Robert Nozick] بی‌دولتی، دولت، آرمان‌شهر» [Anarchy, state, and utopia]

از آن زمان تاکنون به‌خصوص این دو کتاب «نظریه عدالت» و «آنارشی، دولت، اتوپیا»، ازجمله منابع تئوریک اندیشه لیبرالیسم همپای هم پیش رفتند و به‌عنوان دو ایده اگرچه متفاوت در رابطه با نقش فرد و دولت، نه‌تنها بر اقتصاد جهانی بلکه بر سیاست دولت‌ها در جهان تأثیرگذار بودند، با این حال به نظر می‌رسد آنچه در دیدگاه‌های نوزیک مطرح می‌شود و حتی بدیع به نظر می‌رسد، دیدگاه هستی‌شناسانه‌ای است که او نسبت به موقعیت فرد در جامعه و به‌تبع آن جهان سیاست دارد. کتاب نوزیک به‌نوعی بازبینی مجدد موقعیت «فرد» و به تبعیت از دیدگاه کانتی در دوران معاصر است. نظریه‌پردازانی مانند نوزیک بر این باورند که قرارداد اجتماعی روسو، زمینه‌های رشد دولت و فراگیرشدن آن را فراهم آورده و در نهایت امکان محو «فرد» و «فردیت» را به وجود می‌آورد، از این‌رو تجدید فرد و موقعیت فرد در برابر تهاجمات دولت اهمیت پیدا می‌کند و این مسئله به عدالت نزدیک است، عدالتی که برخلاف ایده رالز توجهی به نقش و یا دخالت دولت ندارد، آن‌ هم در شرایطی که بنا به نظر رالز دولت می‌بایستی در دفاع از فقیران و به نفع آنان وارد کار شده، اقدامات گسترده‌ای انجام دهد.

نوزیک در ادامه نقشی که برای دولت قائل می‌شود، وظیفه دولت را صرفا حمایت پلیسی، اجرای قراردادها، دفاع ملی و نه بیشتر برمی‌شمارد. حتی از نظر نوزیک حمل‌ونقل عمومی، بهداشت همگانی، تعلیم‌وتربیت و یا احداث جاده‌ها و پارک‌ها و اساسا هر آنچه به توزیع دوباره «سود» از طرف دولت منجر شود، «غیرعادلانه» است و موجب تهدید «فرد» می‌شود. در اینجا نوزیک به منظور توجیه نظریه دولت حداقل خود به نظریاتی روی می‌آورد که در وهله نخست نسبتی با حال‌وهوای متعادل لیبرالی ندارد و آن ایده‌های آنارشیستی است، زیرا آنارشیست‌ها نیز در وهله نخست و قبل از هر چیز دولت را «شر»، و موجودیت آن را غیراخلاقی تلقی می‌کنند.

اما آنارشی موردنظر نوزیک نوعی آنارشی است که به آن آنارکو کاپیتالیسم گفته می‌شود. آنارکو کاپیتالیست‌ها طرفدار سرسخت بازار آزاد و فردگرایی شدید و مالکیت خصوصی‌اند که تنها فرد را محق می‌دانند. در اینجا آنارکو کاپیتالیست‌ها حتی از نئولیبرال‌هایی که به دولت حداقل باور دارند نیز عبور می‌کنند و با گرایش آنارشی از محو دولت سخن می‌گویند. دقیقا در همین‌ جاست که نوزیک به‌رغم سنت پیشینیان خود از چیزی می‌گوید که هیچ نسبت تاریخی با آن ندارد و آن «اتوپیا» است. نوزیک از دولتی حداقل که از فرط «آب‌شدن» به چشم نمی‌آید و به همین دلیل از ظاهرشدن در انظار عمومی خجالت می‌کشد، دفاع می‌کند و آن را اتوپیای فردی خویش و یا حداقل اتوپیای ممکن نام می‌دهد.

او این ایده خود را ذیل آموزه کانتیِ «فرد غایت است» توجیه می‌کند و همچنین تصریح می‌کند که اگر به یک اصل «اخلاق» بنیادین وفادار باشد، آن وجه امری کانتی است و دستورالعمل آن این اصل کانتی است که «فردها فی‌نفسه هدف‌اند و نه ابزار». در اینجا نوزیک می‌کوشد با وام‌گرفتن از ایده‌های فلسفی کانت از سرمایه‌داری آزاد دفاعی اخلاقی کند. نوزیک می‌کوشد به نظریات خود جنبه تاریخی بدهد، به همین دلیل از تاریخ به دست آمدن سرمایه سخن می‌گوید و از وضع طبیعی آغاز می‌کند، اما نه وضع طبیعی که جان لاک -از اصحاب قرارداد اجتماعی- می‌گوید، بلکه آنچه خود از تاریخ استنتاج می‌کند. در حقیقت دیدگاه لاک را از بعدی دیگر در مورد وضع طبیعی مورد نقد قرار می‌دهد. لاک بر سویه‌های منفی وضع طبیعی تأکید می‌کند و عدم تضمین صلح و تجاوز به حقوق افراد را از ویژگی‌های منفی و بد وضع طبیعی قلمداد می‌کند و راه خروج از وضع طبیعی را ایجاد دولت و جامعه مدنی می‌داند، اما نوزیک می‌گوید که راه‌حل بهتری از نظریه لاک دارد و آن «تشکیل انجمن‌ها و اجتماعات برای حمایت متقابل» است که در این باره هر فردی برای عضویت در این قبیل انجمن‌ها می‌تواند پول بدهد و به‌ ازای پولی که می‌دهد مورد حمایت آن مؤسسه قرار می‌گیرد. گو اینکه ممکن است در این نوع بده‌بستان پولی، وضع به آنارشی کشیده شود -البته نوزیک از آن بیمی به دل راه نمی‌دهد- و وضع طبیعی مجددا تجدید شود و منجر به تسلط یک انجمن بر سایر انجمن‌ها شود، اما این امری ناگزیر تلقی می‌شود که طی آن حقوق افرادی که به انجمن پول می‌دهند تضمین می‌شود.

علاوه بر این در این «وضع طبیعی» خود‌به‌خود سلسله قوانین حقوقی و دادرسی شکل می‌گیرد که همان می‌تواند ملاک خوبی برای احیای حقوق انجمن‌ها شود. انجمن‌هایی که از حقوق افرادی دفاع می‌کنند و به کسانی سرویس می‌دهند که پول پرداخت کرده باشند. در اینجا و به‌تدریج پول جای شرکت داوطلبانه افراد در انجمن‌های موردنظر آنارشیست‌های اولیه را می‌گیرد. آنارشیست‌های اولیه، چه آنارشیست‌های فردگرا (مانند پرودن و یا گادوین) و چه آنارشیست‌های جمع‌گرا (مانند باکونین)، جملگی جامعه آنارشی موردنظر خود را بر اساس همکاری داوطلبانه پیش‌بینی می‌کردند که کنش آدم‌ها در آن بدون ترس از تنبیه و یا پاداشی صورت می‌گیرد و برخلاف نوزیک میزان تأثیرگذاری و اساسا ورود آنها به انجمن‌های داوطلبانه ربطی به میزان پول و یا سرمایه آنها ندارد. این تلقی آنارشیست‌های اولیه چه‌بسا ممکن است به تصور آنها از انسان بازگردد، چراکه آنها همچون روسو سرشت آدمی را پاک و نجیب و در عین حال اجتماعی در نظر داشتند.

به درک تاریخی نوزیک بازگردیم، نوزیک جا به‌ جا از توزیع عادلانه و از به دست آوردن دارایی‌های افراد می‌گوید. تصور او از تاریخ تصوری ایده‌آلیزه است، زیرا تاریخی که نوزیک از آن می‌گوید نوعی تملک عادلانه بدون تجاوز به حق و حقوق دیگران است، در حالی که «تاریخ دارایی‌ها» از همان ابتدا مملو از بی‌عدالتی بوده و جنگ‌ها، خشونت‌ها و حتی باورهای اسطوره‌ای «برادرکشی» بخشی اجتناب‌ناپذیر از تملک به‌زور دارایی‌ها و اجحاف به حقوق دیگری حتی به حقوق «برادر» است. بدین‌سان هرگاه از تاریخ بدون توحش و خشونت سخن بگوییم، در واقع از افسانه‌هایی سخن گفته‌ایم که مابه‌ازای عینی ندارند. آخرین بخش کتاب «آنارشی، دولت، اتوپیا» اگرچه تحت عنوان «دولت اتوپیا» نوشته شده است و مقصود از دولت اتوپیا، همان دولت حداقل است، ولی به نظر می‌رسد که نوزیک در نوشتن این فصل از کتاب خود باز به دور از اندیشه‌های خیالی نبوده است که خود نیز آن را انکار نمی‌کند. نوزیک در این باره می‌نویسد که موضوعش در این فصل «بهترین همه دنیای ممکن است».

اینکه صنعت عالی «بهترین‌ دنیای ممکن» تا چه اندازه واقعیت دارد، مسئله‌ای است که جای بسی تردید دارد. ولی در هر حال برای نوزیک این موضوع یعنی «دولت حداقل» یا درست‌تر گفته شود «دولتی که به نیستی میل می‌کند»، الهام‌بخش او در توصیف آرزوهایش است. اینکه نوزیک می‌گوید «اتوپیا از اتوپیاها تشکیل خواهد شد» و این حکم که «هیچ‌کس نمی‌تواند تصویر اتوپیایی خاص خود را بر دیگران تحمیل کند»، در حقیقت نهایت تکریم و ستایش او از فرد است و از این بابت به آموزه‌های آنارشی‌گری که خود شخصا به‌عنوان یک «فرد» به آن علاقه دارد وفادار است.

رابرت نوزیک علاوه بر کتاب «آنارشی، دولت و اتوپیا»‌ (۱۹۷۴)، کتاب‌های مهم دیگری مانند «تبیین‌های فلسفه» (۱۹۸۱)، «زندگی مورد بررسی قرارگرفته» (۱۹۸۹)، «طبیعت فردگرایی» (۱۹۹۵) و «معماهای سقراطی» از خود به جا گذاشت، اما چنان‌که گفته شد کتاب «آنارشی، دولت و اتوپیا»ی او به اثری قابل تأمل بدل شد. اما این همه نوزیک نیست، زیرا او علاوه بر نظریه‌پردازی و ارائه نوعی سنت فکری در لیبرالیسم لااقل از یک فضیلت بزرگ دیگر نیز برخوردار بود و آن راست‌گویی‌اش بود و از این نظر شاید تنها معدودی مانند او یافت می‌شوند. نوزیک در جایی با صراحتی کم‌نظیر می‌گوید «نابرابری به ‌خودی‌ خود بد نیست»، اما در عین حال به این پرسش پاسخ نمی‌دهد که برای آن کسی که در موقعیت نابرابر قرار گرفته چگونه می‌تواند نابرابری بد نباشد؟ و آیا تاریخ دارایی‌ها و یا تاریخ سرمایه که از آن می‌گویند در موقعیتی برابر توزیع گردیده و یا آنان که برابرتر بوده‌اند سهمی بیشتر دریافت داشته‌اند؟ و اگر «نابرابری به ‌خودی‌ خود بد نیست»، در این صورت اتوپیایی که به‌ناگزیر با وعده همراه است چه چیزی را بشارت می‌دهد؟

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...