برنامه‌ی چهارشنبه شب «پارک ملت» شاهد انتقادات تند و منطقی رضا امیرخانی در خصوص ممیزی کتاب در وزارت ارشاد و یک مقام مسئول در دوره قبل اداره کتاب ارشاد بود.

به گزارش خبرآنلاین،
رضا امیرخانی، نویسنده خوش قلمی که آثارش همواره در رده پرفروشهای حوزه نشر قرار داشته، چهاشنبه شب میهمان برنامه «پارک ملت» بود و حرف های تازه ای در خصوص فضای سیاسی، فرهنگی و همچنین رسانه ملی عنوان کرد.

 در این برنامه او در پاسخ به داستان ممیزی کتاب در وزارت ارشاد با تعابیر جالبی، همه مخاطبان از جمله مجری برنامه را شگفت زده کرد.

 او با در دست گرفتن کتاب «نفحات نفت» گفت: «یک فصل از این کتاب حذف شده است؛ مسئولی که در آن دوره _ دولت نهم _ این فصل را حذف کرد با من تماس گرفت که من صلاح تو را بهتر می‌دانم و بهتر است این فصل حذف شود. حالا بعد از یکسال او با من تماس می‌گیرد که من این فصل را حذف نکردم، من پیشنهاد دادم!»

 وی ادامه داد: «من با این کتاب‌هایم به استقبال قیامت و مرگ می روم و با این چند کتاب در قبر حاضر می‌شوم چون این آثار اعمال من محسوب می شوند، این آقای مسئول هم با همین فصل حذف شده و حذفیاتی که از کتاب و کتابهای من داشته در قبر خودش قرار می‌گیرد. من از کارم دفاع خواهم کرد و او هم باید.»

 امیرخانی گفت: «مشکل ممیزی در هر دوره ای وجود داشته اما مشکل ما با آقایان این است که هرگز حاضر نیستند با ما صحبت کنند مطمئنا ما اشتباهات و اشکالاتی داریم اما این اشکالات باید در گفتگو به یک فصل مشترک برسد نه اینکه کسی را که ما نمی شناسیم در اثر ما دست ببرد.»

وی با اشاره به آن مقام مسئول گفت: «من عاشق آدم هایی هستم که پروانه و پرنده روی دست هایشان می نشینند و نه آنهایی که باز شکاری روی شانه شان می نشیند که از این افراد می ترسم. فرق من با آدم مسئول این است که من خودم هستم و او با حکم در آن جایگاه نشسته و من بدون حکم نویسنده شده ام.»
 
وی در این برنامه همچنین از فوتبال و پرسپولیس گفت و در خصوص علی کریمی اظهار داشت:«او قابل احترام است چون 70 میلیون ایرانی را دریبل زده و در یک رقابت سالم به موقعیت فعلی رسیده اما آن مسئول فدراسیون با یک حکم روی آن صندلی نشسته است.»

................ هر روز با کتاب ...............

فیلمنامه‌ بر اساس رمان جین هنف کورلیتز نگاشته شده... زوج میانسالی با بازی نیکول کیدمن در نقش «گریس فریزر» تراپیست و روانکاور و هیو گرانت در نقش «جاناتان سش فریزر» پزشک و جراح بیماری‌های سرطانی... سانتی‌مانتالیسم رایج در فیلم ترغیبی است برای به رخ کشیدن لایف استایلی از زندگی لاکچری... هنرپیشه و آوازه‌خوان ایتالیایی به عنوان راس سوم مثلث عشقی... زنی نقاش با درونیات مالیخولیایی که به دنبال گمشده درون خود است ...
فرهنگ ما همیشه در تار و پود عنکبوت سیاست گرفتار بوده است. به دلیل نبود نهاد‌های سیاسی و اجتماعی آزاد... وقتی می‌خواهند کتابی یا نویسنده‌ای را بکوبند و محو کنند از حربه «سکوت» و «ندیده» گرفتن استفاده می‌کنند... نمایش‌هایی که از دل کلیسا بیرون آمدند و راجع به مصلوب شدن (شهادت) عیسی مسیح هستند را «تعزیه‌های مسیحی» می‌خوانند... بنام تعزیه، دفتر و دستک دارند ولی چند جلد از این کتاب نخریدند... پهلوی «تکیه دولت» را خراب می‌کند بعد از انقلاب هم تالار «تئاتر شیر و خورشید» تبریز را ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...