«چگونه در یک دنیای پرسرعت آرام و مراقب بود» [Mŏmch'umyŏn, piroso poinŭn kŏttŭl] اثر هامین سونیم [Hyemin sunim] منتشر شد.

چگونه در یک دنیای پرسرعت آرام و مراقب بود» [Mŏmch'umyŏn, piroso poinŭn kŏttŭl] اثر هامین سونیم [Hyemin sunim]

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «چگونه در یک دنیای پرسرعت آرام و مراقب بود» ابا ترجمه صادق اصالتی توسط نشر هیرمند به چاپ رسیده است.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:

دنیا به‌سرعت پیش می‌رود، اما این بدین معنا نیست که ما هم باید به‌سرعت حرکت کنیم. در این کتاب راهنمای ذهن­‌آ‌گاهی بسیار پرفروش- که بیش از سه میلیون نسخه در کره­‌جنوبی فروخته است و به مدت 41 هفته پرفروش‌ترین کتاب کره­‌جنوبی بود و جوایز شاخه‌های مختلف بهترین کتاب سال این کشور را به دست آورد. نویسنده با ارائه راه‌کا‌رهایی برای رسیدن به رفاه و خوشبختی در هشت حوزه، از جمله روابط، عشق، معنویت،… بر اهمیت ایجاد یک رابطه‌­ی عمیق‌تر با دیگران و درعین‌حال مهربان و بخشنده بودن با خود تأکید می‌کند.

کتاب حاضر نخستین بار با عنوان «وقتی آرام باشی، خواهی دید!: (پیدا کردن آرامش در زندگی شلوغ امروزی!)» با ترجمه مهرنوش گلشاهی‌فر توسط انتشارات برکه خورشید در سال ۱۳۹۷ منتشر شده است.

نشر هیرمند این اثر را در 154 صفحه و قیمت 39 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار داده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...