به دلیل استقراض از بانک و عدم توانایی برای بازگرداندن بدهیها زمینهایشان را از دست دادهاند... انجمن کشاورزان متحد کالیفرنیا این داستان را به دروغ پردازی کمونیستی محکوم کرد... به همان تهمت هایی محکوم می شد که شخصیت های معترض در رمان با آن مواجه می شدند: تهمت سرخ بودن!... نسخههای زیادی از این رمان توسط مخالفانش سوزانده شد... در لیست آثار ممنوعه قرار گرفت... اف بی آی نویسندهی رمان را تحت نظر گرفت...
در غرب خبری نیست | الف
باید اعتراف کنم اگر کتاب گویایِ «خوشههای خشم» [The grapes of wrath] اثر جان اشتاینبک آن هم با چنین کیفیت مطلوبی، منتشر نشده بود؛ کماکان فرصت اینکه مخاطب این رمان برجستهی ادبیات امریکا باشم، فراهم نیامده بود. پیشتر هربار که قصد خواندنش را کرده بودم، حجم مفصل کتاب باعث شده بود، خوانش آن را به زمانی مناسب موکول کنم! زمانی نامعلوم در آینده که بعید بود به این زودیها مهیا شود.

جان اشتاینبک در روایت این رمان از زاویه دید دانای کلِ نامحدود استفاده کرده و شیوه متکی بر تمرکز روی جزئیات او در روایت داستان (که در توصیف فضا و مکان و کنشها و دیالوگها دیده میشود) ریتمی آرام را برای رمان به همراه آورده که دنبال کردن آن برای مخاطب این روزگار نیازمند حوصله و فرصتی مناسب است. افزون بر این نویسنده برای جا افتادن شرایطی که شخصیت ها در آن گرفتار آمده اند، گاه به ارائه توضیحات مستقیم درباره مناسبات مالی بانکداران و کشاورزان و همچنین نقد منش سرمایهدارانه و معضلات فاصله طبقاتی و... پرداخته است. اما این توصیفات پر از جزئیات و شعارهای مستقیم که هنگام خواندن می تواند برای مخاطب رمان موجب ملال شوند، لااقل در زمان گوش دادن به نسخه صوتی «خوشههای خشم»، آنقدر کشدار و فرساینده نمینماید که خللی به ارتباط مخاطب و این اثر ارزنده ادبیات کلاسیک امریکا وارد سازد.
با این حال نمیتوان منکر ارزشهای فراوان رمان در جنبه های گوناگون (هم از منظر محتوایی و هم از منظر ادبی) شد و از آن صرف نظر کرد. بنابراین، بی تعارف فرصت بهرهمندی از این رمان مهم در ادبیات امریکا را مدیون اجرای جذاب رمان باصدای گرم آرمان سلطان زاده هستم که به همت موسسه آوانامه با انتشار رمان «خوشههای خشم» در قالب کتابی گویا فراهم آمده است.
در روایتِ گویا شده (اجرای صوتی) کتاب، توصیفات پر از جزئیات نویسنده چنان در ذهن مخاطب تداعی می شوند که گویی خود در آنجا حاضر است. این احساس حاصل مشارکت حس شنیداری و قدرت ذهن در راستای تجسم بخشیدن به آن چیزیست که میشنود و در مجموع تجربهای منحصر به فرد را تدارک دیده که تاثیری عمیق بر مخاطب میگذارد.
«خوشههای خشم» رمانی حماسی و باشکوه است، با پایانی چنان درخشان و تاثیرگذار که مخاطب به سختی میتواند خود را از سیطره تاثیر آن برهاند! شاید باورش سخت باشد اما اشتاین بک این رمان مفصل را تقریبا در طول پنج ماه نوشته است. آن هم در بدترین شرایط! براساس یادداشتهای برجای مانده از اشتاین بک در هنگام نوشتن این رمان، اوضاع و احوالی متشنج داشته است، چنانکه در حال از دست دادن کنترل و اعتماد به نفسش بوده! مرگ باجناقش، جنگ و همچنین ماجرای فروش و از دست دادن خانهاش همگی روی او تاثیر گذاشته بود تا تصور کند این رمان نهایتا اثری متوسط بیشتر نخواهد شد: «آیا تا بحال کتابی، تحت شرایطی چنین پرتنش نوشته شده؟ سیستم عصبی من فروپاشیده و امیدوارم به سمت یک حمله عصبی شدید پیش نروم. ای کاش میتوانستم برای مدتی ناپدید شوم. چیزهای خیلی زیادی هستند که مرا عصبی می کنند. می ترسم این کتاب از هم بپاشد. اگر این اتفاق بیفتد، من هم از هم می پاشم.»
اگرچه تاثیر این ذهن متشنج شده را نیز در عدم انسجام نظرات نقادانه نویسنده رمان نسبت مناسبات حاکم بر جامعه امریکایی آن روزگار میتوان احساس کرد اما حاصل کار نه اثری متوسط که به یکی از شاهکارهای کلاسیک ادبیات امریکا بدل شد و جایزه معتبر پولیتزر را برای نویسندهاش به ارمغان آورد.
فروش رمان چنان موفق بود که در مدت زمانی کوتاه قریب به پانصد هزار نسخه از آن به فروش رفت. البته در این موفقیت و شهرت که برای رمان رقم خورد مسائل حاشیهای نیز دخالت بسیاری داشت.
محتوای رمان به مذاق بسیاری از مالکان و زمینداران کالیفرنیایی خوش نیامد و انجمن کشاورزان متحد کالیفرنیا این داستان را به دروغ پردازی کمونیستی محکوم کرد. جالب اینکه اشتاین بک نیز به همان تهمت هایی محکوم می شد که شخصیت های معترض در رمان با آن مواجه می شدند: تهمت سرخ بودن! البته خوش شانس بود که با وجود چندین بار تهدید به مرگ، به سرنوشت تلخِ «کیسی» در رمان خوشههای خشم دچار نشد! با این حال نسخههای زیادی از این رمان توسط مخالفانش سوزانده شد. در بسیاری از کتابخانهها این رمان در لیست آثار ممنوعه قرار گرفت و حتی تا دهه های بعد نیز در بسیاری از دبیرستانها مطالعه رمان ممنوع به حساب می آمد. اف بی آی نیز نویسندهی رمان را تحت نظر گرفت و این در فضایی بود که چندی بعد نغمههای مککارتیزم و دادگاههای فعالیتهای ضد آمریکایی برپا شدند. جالبتر از همه این که رمانی با این همه مخالفت (از سوی برخی نهادهای دولتی و یا زمینداران و مالکان بزرگ) مدام در حال انتشار بود و در سالهای نخست به طور میانگین هر دو ماه یکبار تجدید چاپ میشد.
اما موضوع رمان چیست که تا این اندازه تاٍثیر گذار و جذاب از کار در آمده است؟
«خوشههای خشم» اثری است علیه بی عدالتی و محکومیت ظلمی که با اهرمهای قانونی بر مردم اعمال میشود. ماجرای رمان به دوران پس از بحران اقتصادی آمریکا باز میگردد. خانواده جاد همانند بسیاری از ساکنان اوکلاهاما به دلیل استقراض از بانک و عدم توانایی برای بازگرداندن بدهیها زمینهایشان را از دست دادهاند. به همین دلیل خانوادهی آنها مجبور به ترک زمین خانهی آبا و اجدادی خود میشوند. خانواده جاد نیز همانند بسیاری، به واسطه تبلیغات روی فراوانی کار در غرب، با رویای بدست آوردن زندگی بهتر ،راهی ایالت حاصلخیز و ثروتمند کالیفرنیا در غرب آمریکا میشوند؛ اما وقتی با رنج و مشقت بسیار به آنجا می رسند، حقایق را دیگرگونه مییابند. در آنجا تنها مشاغلی فصلی را مییابند که به واسطه ازدیاد کارگران حکم استثمار را پیدا کردهاند.و در اینجاست که در میابند در غرب خبری نیست! عمده رمان در طول این سفر پرماجرا میگذرد که با کامیون قراضهای در شاهراه مادر 66 از شرق به غرب آمریکا طی می شود. در طول این سفر خانواده جاد به تدریج رو به فروپاشی می گذارد. پدر بزرگ و مادر بزرگ می میرند، پسر بزرگ و داماد خانواده (همسر رزا شارون دختر خانواده که باردار است) آنها را ترک می کنند، سپس نوبت به تام میرسد، او که به تازگی بعد از دادن تعهد از زندان آزاد شده، مرتکب قتلی دیگر می شود و به اجبار از خانواده جدا میشود و...
در «خوشههای خشم» به شدت نگاه انساندوستانه نویسنده موج میزند، او با طبقه فرودست و محروم همدلی میکند و از زبان مادر خانواده می نویسد که در وقت احتیاج این آدم های بی چیز هستند که به بقیه کمک میکنند نه افراد پولدار... شهرت رمان «خوشههای خشم» باعث شده که این رمان بارها به زبان فارسی برگردانده شود. موسسه آوانامه برای ارائه نسخهی گویای کتاب یکی از دو ترجمه مقبول و با اعتبار این رمان را که توسط عبدالحسین شریفیان انجام شده و نشر نگاه به بازار داده، مورد استفاده قرار داده است.
ترجمه مقبول، اجرای خوب گوینده و صداسازی متناسب برای شخصیتهای متعدد داستان، باعث شده شنونده ارتباط بهتر و محکمتری با رمان برقرار سازد و درمجموع تاثیرگذاری و شکوه این رمان چنانکه شایسته است پیش روی مخاطب قرار گیرد.