شماره 404 نشریه جهان کتاب ویژه فروردین و اردیبهشت 1403 منتشر شد و روی پیشخان مطبوعات آمد.

جهان کتاب 404  با نظری بر یادداشت‌های جلال

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این شماره از جهان کتاب با مطالبی همچون آمد به یادم نوشته پرویز دوایی، خالد نوشته مصطفی کاظمی، من و ریزغولک ها نوشته زری سترده، بررسی تاریخی ناکجاآباد گرایی نوشته معصومه علی اکبری، جلال آل احمد: از سرگشتگی تا دانایی نوشته ایرج پارسی نژاد، آلبرت هوتوم شیندلر: مهندس ایران شناس نوشته نادر انتخابی، چرا این پنج شاعر معاصر در قله اند؟ نوشته فرخ امیرفریار، آمدنی ها و آموختنی ها نوشته سیدعلی کاشفی خوانساری، پیرامون صوفی گری نوشته کاوه بیات، جنگ، مرگ و دیگر هیچ نوشته مرضیه کهرانی، افسانه دختره ماه و تجلی روح ژاندارک نوشته حمید نامجو همراه است.

نظرها و نظریه ها: در جامعه شناسی فرهنگی نوشته سوری احمدلو، در ریشه شناسی واژه های عامیانه نوشته نرگس لالانی، مقالات نهال، تجسمی از آرزوهای چند نسل دانشوران، ویرایش در عصر محمدشاه و ناصرالدین شاه قاجار نوشته عبدالحسین آذرنگ و مروارید رفوگران، شغر غنایی در پرتو طبیعت و حکمت نوشته کامیار عابدی، گرمایش اقلیمی تنها جزء کوچکی از مسأله است ترجمه محسن یلفانی، در حوالی کتاب: خالد حسینی ترجمه مژده دقیقی، انشعاب، تعامل و تقابل: اقدامات اجتماعی و جمعی نویسندگان کودک نوشته سیدعلی کاشفی خوانساری، هزار و یک داستان نوشته زری نعیمی، معرفی کوتاه، تازه های بازار کتاب نوشته فرخ امیر فریار و درگذشتگان از دیگر مطالب منتشره این شماره از مجله جهان کتاب به شمار می رود.

در بخش معرفی کتاب این‌شماره از جهان کتاب، به فهرست کتاب های چاپ سنگی(کتابخانه حضرت آیت العظمی بروجردی)، فهرست کتاب های درسی(کتابخانه حضرت آیت العظمی بروجردی)، آغازگران پژوهش زبان پهلوی در ایران، اعجاز ایجاز، تاریخ تحلیلی روزنامه ها، مجله ها و سالنامه های خراسان، مصداق ۱۲۹۹، خویدک ۱۴۰۰، ژغرافیای لرستان، عمارت معمور، دویدن در پی آواز حقیقت، قتل به روایت پو پرداخته شده است.

در بخشی از این مجله آمده است؛

محمدحسین دانایی خواهرزاده سیدجلال الدین سادات آل احمد، آمده، پس از گذشت ۵۴ سال از مرگ دایی خود، اسناد سیر تحول و تطور فکری و عقیدتی او را با استناد به اسناد باورپذیر به دست داده تا اهل فکر و فرهنگ واقعیت افکار نویسنده معروف را دریابند. اساس کار دانایی بر نسخه دست نوس سفرنامه حج آل احمد در بهار ۱۳۴۳ و یادداشت های روزانه و نامه های او استوار است.

دانایی در اثر پژوهشی خود نخست می خواهد بداند چرا آل احمد به سفر حج رفت و را عنوان سفرنامه اش را از گذری به بدویت به خسی در میقات تغییر داد؟ او در پاسخ به این پرسش در مقدمه کتاب خود می نویسد: آل احمد از همان نخستین سال های جوانی دستش را رو کرده بود و با ترجمه جزوه عزاداری های نامشروع و بعد محمد و آخرالزمان نشان داده بود که راه دیگری در پیش گرفته؛ راهی که قاعدتاً نباید به مکه و مدینه ختم شود. بنابراین به حج رفتن چنین آدمی با چنان سوابقی با برداشت ها و تلقی های گوناگون مواجه شد. بستگان خودش باورانه می گفتند: بره گمشده به گله بازگشته. دوستان کنجکاوانه می گفتند: این دیگر کلکی است؟ و روشنفکران همکارش هم با تأسف، همراه با دلزدگی، سرشان را تکان می دادند که سفر حج! مگر جا قحط است؟....

این‌مجله با ۷۰ صفحه و بهای ۱۲۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ................

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...