کتاب «تولد ماه یا رؤیت هلال؟» اثر آیت الله محمد سروش محلاتی توسط انتشارات میراث اهل قلم منتشر شد.

تولد ماه یا رؤیت هلال؟ محمد سروش محلاتی

به گزارش کتاب نیوز؛ رویت هلال ماه‌های قمری مخصوصا ماه رمضان و ماه شوال و مشکلات مربوط به آن از قبیل تعیین روزهای خاص و اعلام عید فطر؛ در سال‌های اخیر منشا مباحث علمی و مجادلات عمومی بسیاری بوده است.

استاد محمد سروش محلاتی در این کتاب ضمن بررسی دو نظریه فقهی سابق؛ به اثبات یک نظریه جدید برای حل تعارضات در این موضوع پرداخته است.

در بخشی از مقدمه این کتاب آمده است:

«آغاز ماه قمری یکی از پر چالش‌ترین مسائل فقهی است. بر اساس رأی رایج در میان فقها، ماه قمری، با رؤیت هلال آغاز می‌شود و این رؤیت باید با چشم عادی صورت گیرد.
در چند دهه اخیر، دو رأی جدید در فقه پدیدار شده است؛ یکی آنکه «رؤیت‌پذیری» کافی است؛ دیگر آنکه «رؤیت با چشم مسلح و تلسکوپ» نیز اعتبار دارد و البته هر یک از این آراء، موافقان و مخالفانی در میان فقها دارد.

در اینجا می‌توان فرضیه سومی را مطرح کرد که ماه قمری با «تولد ماه» آغاز می‌شود. بر اساس این احتمال، اختلافات مربوط به رؤیت هلال در مناطق مختلف رخت بر می‌بندد و ماه با یک امر واقعی و عینی که خروج از محاق است، آغاز می‌گردد. بر اساس این احتمال اساساً نیازی به رؤیت با چشم عادی یا مسلح نیست...»

محمد سروش محلاتی؛ متولد 1340 در قم و استاد خارج فقه و اصول در حوزه علمیه قم است. از وی تاکنون کتابهای متعددی از جمله: «آزادی، عقل و ایمان»، «اسلام و مقتضیات زمان»، «مبانی حریم خصوصی»، «تاملات سیاسی علامه طباطبایی»، «جهاد درفقه معاصر شیعه» و... منتشر شده است.

خرید کتاب تولد ماه یا رویت هلال محمد سروش محلاتی

کتاب «تولد ماه یا رؤیت هلال؟» در 160صفحه و با قیمت 95هزار تومان توسط انتشارات میراث اهل قلم منتشر شده است.

هم اکنون این کتاب را از اینجا بخرید.

................ هر روز با کتاب ................

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...