نشر اختران دومین چاپ «پازولینی به روایت پازولینی»[Pasolini on Pasolini‬‬] اثر آزولد استک [Oswald Stack] و ترجمه بهمن طاهری را منتشر کرد.

پازولینی به روایت پازولینی [Pasolini on Pasolini‬‬] آزولد استک [Oswald Stack]
به گزارش
مهر، نشر اختران دومین چاپ کتاب «پازولینی به روایت پازولینی» را با شمارگان ۵۵۰ نسخه، ۲۱۲ صفحه و بهای ۲۸ هزار تومان منتشر کرد. چاپ نخست این کتاب در سال ۱۳۹۶ با شمارگان ۶۰۰ نسخه و بهای ۱۸ هزار تومان منتشر شده بود.

پیر پائولو پازولینی سینماگر، شاعر، نشانه‌شناس، منتقد و نظریه‌پرداز مشهور و اثرگذار ایتالیایی است. او یکی از مشهورترین فیلمسازان تاریخ سینماست که شهرت درخوری هم در حوزه ادبیات دارد. این شاعر و هنرمند در سال ۱۹۲۲ در بولونیای ایتالیا به‌دنیا آمد و در طول عمر نسبتاً کوتاه خود، آثار بسیاری در زمینه سینما و ادبیات خلق کرد و تأثیر عمیقی بر فیلمسازان نسل پس از خود گذاشت. پازولینی در دوم نوامبر ۱۹۷۵، به دست تعدادی اوباش طرفدار فاشیسم کشته شد. دلیل کشته شدن این سینماگر برجسته ساخت فیلم «سالو» بود.

«هزار و یک شب»، «دکامرون»، «افسانه‌های کانتربوری»، «تئوراما»، «انجیل به روایت متی»، «ادیپ شاه»، «مده‌آ»، «پرنده‌های بزرگ و پرنده‌های کوچک»، «خوکدانی»، «باج خور» و… عناوین شماری دیگر از آثار سینمایی پازولینی است.

«پازولینی به روایت پازولینی» از ۴۰ ساعت گفت‌وگوی استک با پازولینی حاصل شده است. گویا این کتاب و این مصاحبه‌ها در دهه ۶۰ منتشر شده و چون در این کتاب پازولینی برای نخستین بار از زندگی و منظومه فکری و نظرگاه زیباشناسانه‌اش در سینما سخت گفته بود، جنجال زیادی را در محافل سینمایی به پا کرد. آخرین فیلمی که تا آن زمان پازولینی ساخته بود فیلم جنجالی «تئوراما» است. در این کتاب البته درباره فیلم‌های بعدی پازولینی نیز مطالبی وجود دارد، اما مترجم آنها را به کتاب افزوده و در متن اصلی خبری از آنها نیست. این افزوده‌ها البته به فهم مخاطب از پازولینی کمک بسیار زیادی می‌کنند. همچنین مقاله‌ای نیز به نام «پازولینی؛ فلسفه سینما» به کتاب افزوده شده است.

در اصل ترجمه طاهری از کتاب برای نخستین بار در سال ۱۳۵۲ منتشر شده بود، اما به قول خود مترجم در مقدمه چاپ جدید نوشته است که زبان آن ترجمه دیگر با نگاه امروز همخوان درنمی‌آمد. بنابراین از نو تصمیم به ترجمه آن گرفت که نخستین چاپش در سال ۹۶ منتشر شد. همچنین در چاپ جدید یادداشتی درباره فیلم «سالو» یا «صد و بیست روز سودوم» و همچنین گفتاری از پازولینی درباره فیلم «هزار و یک‌شب» یا «شب‌های عربی» به کتاب ملحق شده است. این دو فیلم در زمان ترجمه نخست هنوز ساخته نشده بودند.

از میان مصاحبه‌های پازولینی کتاب «پازولینی از زبان پازولینی» که شامل گفت‌وگوی بلند جان هلیدی، روزنامه‌نگار و منتقد سینمایی اهل کشور ایرلند، با پازولینی است نیز در ایران منتشر شده است. مترجم این کتاب علی امینی نجفی است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...