کتاب «ملکه برفی» منتخبی از ۱۳ داستان کوتاه هانس کریستین اندرسن با ترجمه لیدا طرزی از سوی انتشارات کتاب نیستان وارد بازار نشر شد.

ملکه برفی ۱۳ داستان کوتاه هانس کریستین اندرسن

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، هانس کریستین آندرسن نویسنده معروف اهل دانمارک است که از معروف‌ترین داستان‌هایش می‌توان از پری دریایی کوچولو، بندانگشتی، جوجه‌اردک زشت، زندگی من، ملکه برفی، دخترک کبریت‌فروش و لباس جدید پادشاه نام برد.

اندرسن در ۱۸۲۹ اولین کتابش را منتشر و پس از آن به‌طور منظم کتاب‌هایی را به مخاطبان ارائه داد. اندرسن داستان‌های نخستش را برای بزرگسالان نوشته بود که به نظر خودش مهم‌تر از فانتزی‌هایش بودند، اما به مرور زمان دریافت که همین داستان‌های عامیانه نمایی خاص و منحصر به فرد از زندگی بشری را آشکارا و به شکلی مسحور کننده به تصویر می‌کشند و در این تصویر ویژه نقش کودکان و حیوانات و زیست بوم مردم زمانه انکار ناپذیر می‌نمود.

او مردمی را که دوست می‌داشت یا از آن‌ها متنفر بود در قالب شخصیت‌های داستان‌هایش ارائه می‌داد و همین مساله دستمایه خلق بخشی از تاثیرگذارترین شخصیت‌های داستانی در تاریخ ادبیات کودک و نوجوان و حتی بزرگسال شد تا جایی که گفته می‌شود وی خیال پردازی‌های پدرش برای میراث‌خواری از یک خانواده قدرتمند و متمول را در داستان مشهور جوجه‌اردک زشت بازتاب می‌دهد.

داستان‌های پری دریایی کوچولو، بندانگشتی، جوجه اردک زشت، زندگی من، ملکه برفی، دخترک کبریت فروش و لباس جدید پادشاه در زمره مهم‌ترین آثار داستانی وی به شمار می‌رود که به بیش از ۱۵۰ زبان ترجمه شده است و همچنان میلیون‌ها نسخه از آن‌ها در سراسر جهان چاپ می‌شود. همچنین بسیاری از آثار داستانی او دستمایه ساخت آثار سینمایی و انیمیشن‌های داستانی شده است.

کتاب ملکه برفی منتخبی است از ۱۳ داستان کوتاه این نویسنده شهیر با ترجمه لیدا طرزی. این ترجمه به دلیل وفاداری قابل توجه به متن اصلی و تلاش مترجم برای خلق برگردانی فارسی از اثر بر اساس لهجه و خوانش و درک مخاطب فارسی زبان اثری است ستودنی. طرزی در ترجمه خود سعی کرده با ظرافتی خاص و با استفاده از تکیه کلام‌های رایج در میان فارسی زبانان و مشترک میان تمامی لهجه‌های رایج، اثری به یاد ماندنی از این نویسنده شهیر و ترجمه‌ای ناب از داستان‌های گاه مشهور و گاه کمتر خوانده شده از این نویسنده را ارائه کند.

کتاب ملکه برفی منتخبی است از ۱۳ داستان کوتاه هانس کریستین اندرسن با ترجمه لیدا طرزی که در ۱۶۰ صفحه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...