کتاب «شوخی با نظامی‌ها» [Jokes for the gunmen] مجموعه داستان روزنامه‌نگار لبنانی مازن معروف [Mazen Maarouf] توسط انتشارات ققنوس منتشر شد.

شوخی با نظامی‌ها» [Jokes for the gunmen]  داستان مازن معروف [Mazen Maarouf]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ کتاب «شوخی با نظامی‌ها» شامل 14 داستان کوتاه با ترجمه منصوره احمدی جعفری ارائه شده است.

در معرفی این اثر آمده است: داستان «شوخی با نظامی‌ها» که این مجموعه هم نام خود را از آن گرفته، ماجرای خواندنی و تأثیرگذار پسربچه‌ای است که برادر دو قلوی ناشنوایی دارد و پدرش در خشکشویی کار می‌کند. پدر او مرد ترسویی است و مدام از نظامیانی که در کوچه و خیابان، به قول خودشان، در حال محافظت از مردم‌اند کتک می‌خورد. پدر باید هر روز برای سربازها جوکی تعریف کند تا آن‌ها اذیتش نکنند. از این رو پسر برای آن‌که پدرش ترسناک به نظر برسد، تا سربازها نتوانند کتکش بزنند و خودش هم بتواند در مدرسه جلوی بچه‌ها سرش را بالا بگیرد، به راه‌های زیادی متوسل می‌شود. یکی از این راه‌ها این است که کاری کند پدرش کور شود و یک چشم مصنوعی داشته باشد، مثل بستنی‌فروش محل تا بقیه از او حساب ببرند.

کتاب «شوخی با نظامی‌ها» نامزد نهایی جایزۀ من‌بوکر سال 2019 بوده و نظر بسیاری از منتقدان را به خود جلب کرده است. انتشارات ققنوس این کتاب را در 111 صفحه به قیمت 28 هزار تومان منتشر و روانه بازار نشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...