کتاب «اُزو و بوطیقای سینما» [Ozu and the poetics of cinema] نوشته دیوید بوردوِل [David Bordwell] با ترجمه روبرت صافاریان توسط نشر مرکز منتشر شد.

ازو و بوطیقای سینما [Ozu and the poetics of cinema]  دیوید بوردوِل [David Bordwell]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب اثری درباره سینمای یاسوجیرو اُزو کارگردان ژاپنی سینما و بوطیقای هنر هفتم است که به قلم دیوید بوردوِل پژوهشگر حوزه سینما نوشته شده است. «تاریخ سینما» دیگر کتابی است که نشر مرکز ترجمه آن را از این‌مولف چاپ کرده است. بوردوِل در کتاب «ازو و بوطیقای سینما» به ازو به‌عنوان یکی از فیلمسازان محبوب خود پرداخته و نظریه بوطیقای سینمای خود را هم به‌صورت عملی و کاربردی آزموده است.

زندگی‌نامه و سبک کارگردانی اُزو از جمله مسائل محوری این‌کتاب هستند که دیوید بوردوِل در این‌کتاب به آن‌ها پرداخته است. نظریه سینمایی این‌مولف هم، به‌نوعی مقابله با جریان غالب نقد هنری و سینمایی مسلط بر دهه ۱۹۷۰ است که با تاکید روزافزون بر نظریه‌های روانکاوی و ستیزه‌جویی سیاسی و ایدئولوژیک به تدریج از سینما فاصله می‌گرفت.

کتاب پیش‌رو برای اولین‌بار در سال ۱۹۸۸ چاپ شد و نسخه الکترونیک آن نیز سال ۲۰۰۶ عرضه شده است. دیوید بوردوِل در زمینه مسائل مربوط به اُزو و سینمایش، به مسائلی از جمله ارتفاع پایین دوربین‌اش، فصل‌های گذار از یکی به دیگری و ... از دیدگاه نقد تاریخی پرداخته و بین نوشته‌هایش در این‌باره، تفاوت این‌رویکرد را با رویکردهای تفسیرگرا و سیاست‌زده توضیح می‌دهد.

پیش از شروع متن کتاب، «پیشگفتار مترجم»، «پیش‌گفتار نسخه الکترونیکی» و «مقدمه چاپ اول» درج شده‌اند و سپس ۸ فصل اصلی کتاب می‌آیند که به‌ترتیب عبارت‌اند از: «کارنامه»، «بسترها»، «ماده»، «ساختارها، تنگناها و شگردها»، «به سوی هنجارهای درونی»، «آزادی و نظم»‌، «بالش‌ها و پرده‌ها» و «کاربردها و اثرات».

پس از فصول کتاب هم «جدول داده‌های کمّی فیلم‌های اُزو»، «فیلم‌شناسی یاسوجیرو اُزو»، «یادداشت‌ها» و «نمایه» درج شده‌اند.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

وحدتِ بنا نهادن «سیوژت» در فیلم‌های ازو بیننده را تشویق می‌کند که برای خود به مجموعه‌ای از انتظارات ثابت شکل دهد. در طول فیلم، تمرکز مدت زمان،‌ طرح زمانی خطی، عینیت روایت و محدودیت‌های خودخواسته اطلاعات، و تقارن‌ها، توازی‌ها و ریتم‌های سمانتیک کلان‌ساختاری، بنیان محکمی برای پیش‌بینی‌ها فراهم می‌آورند. در مجموعه متن‌ها، بیننده آشنا با دیگر فیلم‌های ازو احتمالا پیش‌فرش‌هایی دارد در این‌باره که چه موتیف‌ها و مدول‌هایی پیداشان می‌شود؛ پیش‌فرض‌هایی که به سرعت تائید می‌شوند. وحدت ساختاری فیلم‌ها آن اندازه از پیش تعیین شده است که بیم آن می‌رود از منضبط بودن فراتر روند و متصلب شوند. حالا چیزی که به آن نیاز داریم کمی پراکندگی، انحراف، و تغییر مسیر است. پس باید به شیوه‌ای پویا نوعی کشش به سمت پیش‌بینی‌ناپذیری بازیگوشانه را در برابر اصول وحدت‌آفرین خارق‌العاده ازو گذاشت. این موضوع در عنوان‌های اولیه‌ای چون فارغ‌التحصیل شدم اما...، مردود شدم اما... و متولد شدم اما... متبلور شده است: همیشه امّایی هست، چیزی که ثباتی را که در ابتدا فرض شده است مختل می‌کند.

این‌کتاب با ۳۴۶ صفحه مصور، شمارگان هزار و ۶۰۰ نسخه و قیمت ۷۴ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...